شاعر شدم که با قلم ساحرانهام

#شاعر شدم که با قلم ساحرانه‌ام
در قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشد...
دیدگاه ها (۱)

#روزها پُر و خالی می‌شوند؛ مثلِ فنجان‌هایِ چای،در کافه‌هایِ ...

#خواهم که با خیال تو شبها به سر برمخود می برد خیال تو از دید...

#انسان عاقل اول مغزش را بکار می اندازد سپس زبان را و نادان ا...

#میان خـواب و بـیـداری شبی دیـدم خـیال اواز آن شب واله و حـی...

شاعر میگه: قوری ز قلم قلم ز قوری ...

امشب قلم با یادتو نغمه سرایی میکنددر قالب شعر غزل بس خود نما...

عشق تویی یار تویی جان تویی گر بروی من چه کنم در غم فراق تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط