{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
کمی آلوده بر بغضم ، کمی سرگرمِ طوفانم
کمی ابری کمی تا قسمتی دلتنگِ بارانم

پریشانم ، مشوش ، مضطرب ، دلواپسم بی او
غریبم ، خسته ام ، دل مرده ام ، ویرانِ ویرانم

صداقت پیشه کردم ساده بودم سادگی کردم
که قلبم جار زد احساس را در چشمِ گریانم

غروبی بی خداحافظ گذشت از من رهایم کرد
چه کردم لایقِ این بوده ام...؟ حیرانِ حیرانم !!
.
جهانم بی حضورش قعرِ چاهی در جهنم شد
و از دوزخ مرا دیگر هراسی نیست می دانم!

تماماً تحتِ تاثیرش نوشتم شعرهایم را
به کارم هیچ آمد این غزل هایِ فراوانم ؟!
.
هنوزم در نبردم با دلم ، با خاطراتی که
نمک پاشیده بر زخمم ، که دارد قصدِ این جانم

هنوزم عاشقم اما ... خداوندا تو شاهد باش
کمی آلوده بر بغضم ٬ کمی سرگرمِ طوفانم
دیدگاه ها (۳)

دوست داشتنتتمام نمیشودبا هر نفسدرون منمتولد میشوی ...

"زیـــباست" "احسـاسم" را میـگـــویــــم....!!!! "نـــاز...

.سلام بانو !در سیاهی چشم‌های منپائیزِ صد ساله شدخلقِ من تنگت...

.بگردم دورِتو، دورِ نگاهت، دورِ باطل هامرا دیوانه می خوانند،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط