{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(پارت ۱۰)

(پارت ۱۰)
"جین"
در حال دیدن یه خواب خوب بودم که با لگد های یکی از خواب نازنینم بیدار شدم و سیخ نشستم.
من: چیشد؟ ..... کی بود؟ ..... زلزله شد؟...
که صدای خنده اومد. سر چرخوندم و دنبال صدا گشتم که نامجون رو دیدم که از خنده قرمز شده بود.
نامی در حالی که میخندید گفت:
_ پاشو... دیگه.... واییی.... خخخخ
من: زهره مار بلد نیستی آدم و عین آدم بیدار کنی جلبک.
نامی سعی کرد خندش رو قورت بده و گفت :
نامی: بیدار نمیشدی خوب چلغوز اولش با ناز و نوازش داشتم بیدارت میکردم ولی دیدم بیدار نمیشی دیگه گفتم لگد دومین راه حله. حالا هم بیا بریم شام بخوریم.
من: شام؟ مگه ساعت چنده؟
نامی: بله شام. ساعت هشته باشو دیگه بقیه منتظرن. یه ساعت اومدم اینجا الان فکر میکنن داریم چیکار میکنیم.
با این حرفش حس شیطنتم پدیدار شد. با حالتی شیطون به سمتش رفتم که تعجب کرد.
نامی: داری چیکار میکنی برو آماده شو بریم دیگه.
من: باشه ولی قبلش یه کاری دارم.
نامی :چه کاری؟
من: این کار....
دیگه به آخر خط رسید.
به دیوار که خورد دستام رو دور صورتش گذاشتم و صورتم رو نزدیکش کردم.
نامی: چیکار میکنی جین....
لبام در یه سانتی لباش بود که.....
خوب خوب اینم از دو پارتی که گذاشتم حالشو ببرین 😊 ❤
دیدگاه ها (۷)

تهیونگی آیدل آیدل ها 😍❤

جیمین خیلی خیلی گرند بوی 😍🔥

(پارت ۹)"جین"که من گشنم شد (خخخخ)زهره مار به چی میخندی؟ (هیچ...

سلام سلام 🖐 من اومدم 🚶‍♀️خوش اومدم 😁 نبودم دلتون برام تنگ شد...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 19ات ویو برگشتم خونه تا پنکیکارو درست کنم خب من از آجیم...

𝓹𝓪𝓻𝓽39ساعت 12:00ات ویوپاشدم دیدم سفت بغل شدم بهشون گفتم آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط