{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻣﺴﺖِ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ

ﻣﺴﺖِ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﻣﺸﺐ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﺭِ ﮐﻤﺮ،ﺍﻣﺸﺐ ﮐﻨﺎﺭِ ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺍﺏ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﺣتیﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﺷﺐﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ
ﺯﯾﺮِ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﻗﻨﺪ ﺁﺏ ﮔﺮﺩﺩ، ﻫﯽ ﺑﺒﻮﺳﯽ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻡ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻧﮓ ﻟﺒﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻨﺎﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﭘﻴﺮﻫﻦ ﻣﻴﭙﻮﺷﻢ ﻭ ﻛﻔﺶ ﻃﻼ ﭘﺎ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﭘﻴﺶ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﻟﺮﺑﺎیی ﻣﻴﻜﻨﻢ ....
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست
یا که من بسیار مستم، یا که سازت ساز نیست
ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو
یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست..
دیدگاه ها (۲)

در هوایت بی قرارم روز و شبسر ز پایت بر ندارم روز و شبروز و ش...

باید از تلخی انگور گذشت تا به یک مستی جانانه رسیدباید از شع...

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

خواب گیسوی تو دیدن،حکم شعر است و غزلدیدن تو در کنارم خوب باش...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط