{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۳

پارت ۴۳

رفتم پایین که ی مرد رو دیدم پیش دوست ا/ت بود رفتم دیدم شوگاعه
تهیونگ:اوووو سلام😏
شوگا:به چ اجازه ای داری با خواهر من ازدواج میکنی؟
تهیونگ:عاشق هم شدیم خو
شوگا:تو کی هستی که خواهر من عاشق تو بشه
تهیونگ:میبینی که شده
شوگا:ابجیم کجاست ها...نکنه گفتی رو تخت باشه(عه عه😂)
تهیونگ:تو اتاق خودشه
شوگا:چ عجب بهش نگفتی تو اتاق تو بخوابه
تهیونگ:چرا اتفاقا خودش گفتا ولی من گفتم بعد ازدواج
شوگا:چ...چی
تهیونگ:گوشات مشکل پیدا کرده؟
شوگا:.....
تهیونگ:😏
شوگا:می‌خوام برم پیش ا/ت
تهیونگ:برو تو اتاقشه....طبقه بالاست
شوگا:باشه...
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

1:قرارم نیس نقش بدی داشته باشه2:تریاک مفید نیستتتتت3:بیرونم ...

رمان:جنایت کارانپارت:5ویو ا/تخونه خالی شد،فقط من و هیونجین ب...

رمان:جنایت کارانپارت:4یک ساعت بعدرسیدم سر قرار اما کسی نبود،...

شوگا فقط خشنه،اصلا کیوت نیستشوگا:

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

کوک : زود باشششش گرسنمههههههههها. ت : باشه بابا بیااا اینم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط