پارتزمان عشق
پارت۴《زمان عشق》
《time love》
آرورا:بس دیگه بریم الان کت واک شروع میشه و ا/ت هم الان شک میکنه(و بعد آروم پاهاش رو به جلو حرکت داد و به سمت در رفت تا در رو باز کنه...)
ویو ا/ت:بعد از شنیدن صداهاشون فقط به تنها چیزی که میتونستم به خودم بگم این بود که{ا/ت همه ی آدمای موفق حسود دارن و بعد یه نیشخند از ته دلم برا حسودی شون که میسوخت زدم🤣} ولی یهو صدای قدم های یکیشون رو شنیدم که داشت به سمت در میومد و به در نزدیک میشد،سریع ولی ریلکس رفتم سر آیینه و به خودم نگاه کردم(انگار مثلا هیچ اتفاقی نیوفتاده و هیچی نشنیدم و بی خبر از هر چیزی ام)
ویو آرورا:(وقتی در رو باز کردم دیدم ا/ت داره تو آیینه به خودش نگاه میکنه اههه انقدر بدم میاد از این دختره به همجنس ها و گروه خودش اهمیت نمیده و سرد و خشک باهامون رفتار میکنه ولی پسر که میبینه یخش آب میشه😒)عه....آماده شدی ا/ت!...خییللللیی خوشمل و خوردنی تر شدیییی دختر😋😉
تاگو: پشت سرش میاد و میگه:آره آرورا راس میگه،مثل همیشه میدرخشی دخی😉
(تاگو صب تا شب بی حس و متفاوته و عادت نداره که از هیچ کس تعریف کنه ولی موقعی که موضوع مد و فشن باشه که ا/ت هم داخلش نقش داشته باشه؛نه تنها تاگو بلکه بقیه اعضا هم از حسودی دم در میارن و میشن روباه😐)
ویو ا/ت: (خدایا منکه میدونم اینا اصلا دوسم ندارن و ازم متنفرن؛ چون ازشون موفق تر و معروف ترم حسودی میکنن😔هعیی ایکاش حداقل که به من لقب پیکمی و هرزه میدادن یه نگا تو آیینه به خودشون مینداختن تا بفهمن خودشون چقدر شبیه حرف هاشونن)از فکر کردن دست کشیدم و لب زدم:ممنون(خیلی سرد و خشک جوابشون رو داد چون ا/ت فک میکرد در حد همین
یه کلمه هستن و حتی این هم براشون زیاده)تو همین فکر ها بودم که....
گونینگ با سرعت در اتاق ما رو باشدت باز کرد و نفس نفس زنان گفت....
____________________________________
این هم از پارت۴ شرطا لطفا:👇👇
لایک:۱۰ تا
کامنت:۱۵ تا
بازنشر:۵ تا
فالو:۳ تا هم شرط های این پارت و هم شرط های پارت۳ رو برسونید🤗
خداحافظ تا پارت بعد😊
《time love》
آرورا:بس دیگه بریم الان کت واک شروع میشه و ا/ت هم الان شک میکنه(و بعد آروم پاهاش رو به جلو حرکت داد و به سمت در رفت تا در رو باز کنه...)
ویو ا/ت:بعد از شنیدن صداهاشون فقط به تنها چیزی که میتونستم به خودم بگم این بود که{ا/ت همه ی آدمای موفق حسود دارن و بعد یه نیشخند از ته دلم برا حسودی شون که میسوخت زدم🤣} ولی یهو صدای قدم های یکیشون رو شنیدم که داشت به سمت در میومد و به در نزدیک میشد،سریع ولی ریلکس رفتم سر آیینه و به خودم نگاه کردم(انگار مثلا هیچ اتفاقی نیوفتاده و هیچی نشنیدم و بی خبر از هر چیزی ام)
ویو آرورا:(وقتی در رو باز کردم دیدم ا/ت داره تو آیینه به خودش نگاه میکنه اههه انقدر بدم میاد از این دختره به همجنس ها و گروه خودش اهمیت نمیده و سرد و خشک باهامون رفتار میکنه ولی پسر که میبینه یخش آب میشه😒)عه....آماده شدی ا/ت!...خییللللیی خوشمل و خوردنی تر شدیییی دختر😋😉
تاگو: پشت سرش میاد و میگه:آره آرورا راس میگه،مثل همیشه میدرخشی دخی😉
(تاگو صب تا شب بی حس و متفاوته و عادت نداره که از هیچ کس تعریف کنه ولی موقعی که موضوع مد و فشن باشه که ا/ت هم داخلش نقش داشته باشه؛نه تنها تاگو بلکه بقیه اعضا هم از حسودی دم در میارن و میشن روباه😐)
ویو ا/ت: (خدایا منکه میدونم اینا اصلا دوسم ندارن و ازم متنفرن؛ چون ازشون موفق تر و معروف ترم حسودی میکنن😔هعیی ایکاش حداقل که به من لقب پیکمی و هرزه میدادن یه نگا تو آیینه به خودشون مینداختن تا بفهمن خودشون چقدر شبیه حرف هاشونن)از فکر کردن دست کشیدم و لب زدم:ممنون(خیلی سرد و خشک جوابشون رو داد چون ا/ت فک میکرد در حد همین
یه کلمه هستن و حتی این هم براشون زیاده)تو همین فکر ها بودم که....
گونینگ با سرعت در اتاق ما رو باشدت باز کرد و نفس نفس زنان گفت....
____________________________________
این هم از پارت۴ شرطا لطفا:👇👇
لایک:۱۰ تا
کامنت:۱۵ تا
بازنشر:۵ تا
فالو:۳ تا هم شرط های این پارت و هم شرط های پارت۳ رو برسونید🤗
خداحافظ تا پارت بعد😊
- ۵۲۶
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط