شبی ساکت ودلگیر....
شبی ساکت ودلگیر....
خودم بودم وقلبی که زغم بسته به زنجیر
ونزدیک اذان بود
که پیچید در آفاق همه نغمه ی تکبیر
نوشتند که هنگام اذان است....
به دامان خدا باش که آن لحظه بود لحظه ی شیرین عبادت
وباز است به درگاه الهی در رحمت
شدم گرم عبادت
دوچشمم پراشک ولبانم همه سوگند
که یارب!تو رهایم کن از این بند
وگفتم به خدا بین دعایم:
((که دلتنگ اذان حرم کر ببلایم........))
التماس دعا
خودم بودم وقلبی که زغم بسته به زنجیر
ونزدیک اذان بود
که پیچید در آفاق همه نغمه ی تکبیر
نوشتند که هنگام اذان است....
به دامان خدا باش که آن لحظه بود لحظه ی شیرین عبادت
وباز است به درگاه الهی در رحمت
شدم گرم عبادت
دوچشمم پراشک ولبانم همه سوگند
که یارب!تو رهایم کن از این بند
وگفتم به خدا بین دعایم:
((که دلتنگ اذان حرم کر ببلایم........))
التماس دعا
- ۱.۷k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط