{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیر

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیر
خسته ای، باید بخوابی هم زبانم، شب بخیر

شب شد و ماه آمده تا دلربایی ها کند
نوبت ماه است ای ماه ِجهانم، شب بخیر

صبح فردا چهچه مست تو را خواهم شنید
ای خرامان مرغک ِ آواز خوانم، شب بخیر

چشمهایت را ببند و دست در دستم گذار
تا برایت قصّه ای زیبا بخوانم، شب بخیر

قصّه ی فردا و فرداهای روشن نازنین
دلبر زیبای من، آرام ِجانم، شب بخیر

خوب یا بد دفتر امروز خود را بسته ای
فکر فردای قشنگت باش جانم، شب بخیر...
دیدگاه ها (۳)

یک وجب از صورتت تا بوسه هایم مانده بودشرم ناز گونه هایت دست ...

دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بودوقتی که دنیا ، غرق در ...

من گرفتار تو بودم تو دچار دگریمن همه مست تو اما، تو خمار دگر...

، بوسید سرم را که بگوید نگران بوددنبال کسی بود که خود غافل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط