{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای در جیبم

نامه ای در جیبم
و گلی در مشتم
غصه ای دارم با نی لبکی!

سر ِکوهی گر نیست،
ته ِ چاهی بدهید
تا برای دل ِ خود بنوازم؛

عشق، جایش تنگ است…

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۲)

یک بار، یک بار و فقط یک بارمی‌توان عاشق شد. عاشق زن، عاشقمرد...

واعظی پرسید از فرزند خویش،هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟صدق و ب...

صبحدم شد آفتابی آشکارعالمی در رقص آمد ذره وارغیر او نقش خیال...

این آتش عشق می‌پزاند ما را هر شب به خرابات کشاند ما راب...

قلم از بس انتظار برای نوای هجا هایم در حال خشکیدن بوداما امش...

خانه ایی میسازم ازجنس نگاهت چشم تو بر آسمان دارد شباهت

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

عاشقانه های شبنم

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚آسمان درتب و تاب غزل بار...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط