{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:208
لارا : بیا سوبین
سوبین : لارا(گریه)
لارا : سوبینا بیا فعلا بریم برمیگردیم الکسو همینجوری تنها نمیزاریم که
هلنی : آفرین دختر بیا
ویو عمارت
هانی : آخ خدا چقدر خستم
کوک : منم
هانی ؛ من رفتم بخوابم
کوک : آه برو منم میام
هانی ؛ اوکی
لارا ؛ من رفتم ته توام بیا
ته : برو منم میام
لارا : اوکی
سوبین : شبخوش
سوبین : رفتم تو اتاق پشت بندم تهو کوک اومدن تو
سوبین: چیه چرا دنبالم اومدین
کوک : یکم حرف بزنیم خب
ته : سوبین خودت که دیدی چه عوضیه اگه چیزی نگفتم یا با رابطتون مخالفت نکردم بخاطر خودت بود تا یه زمان مناسب پیدا کنمو باهات حرف بزنم
سوبین : خب که چی من قرار نبست بیخیال الکسشم
کوک : اون مناسب تو نیست سوبین همین چه بخوای چه نخوای من یعنی ما نمیزاریم تو با الکس باشی
سوبین : نمیتونی من هرکاری بخوام میکنم
ته : واقعا خواهیم دید
کوک : من دیگه حرفی ندارم سوبین دور الکس یه خط بکش خدافظ
ته : سوبین حتا اگه لازم بشه زندانیت میکنم شده به زنجیرم میکشمت هر کاری شده میکنم تا از الکس جدات کنم
سوبین : کار تو بود نه تو مامانشو مسموم کردی
ته : نه کار من نبود اما اگه لازم بشه ا‌ون کارم میکنم
سوبین : چرا
ته : چون به لینا قول دادم مواظبت باشم
سوبین : اینجوری مواظبمی با دور کردنم از کسی که عاشقمه و عاشقشم با زندونی کردنم
ته : تو نمیفهمی اون چقدر خطرناکه
سوبین ؛ اون خطرناک نیست
ته : مهم نیست چی فکر میکنی مهم اینه من چیمیدونمو میگم
سوبین : لعنت بهت کیم تهیونگ لعنت
ته : اشکال نداره مهم نیست چی میگی بعدا ازم تشکر میکنی خدافظ خوب بخوابی
سوبین : لعنتی
ته : هوفففف
لارا : چیشد
ته ؛ هیچی به هیچی همون حرفای تکراری
لارا : خب توام درکش عاشقه
ته : چه عشقی لارا اون عوضی یه قاتل دستش به خون هزاران نفر آلودس یه فرد وحشتناکه
لارا : ولی از الان بگم من طرف اونام
ته : هوففف بهتره بخوابیم(لارا رو میکشه تو بغلش و سرشو میزاره توی گردنش)
لارا : نکن خندم میگره
ته : نمیدونی دلم چقدر برات تنگشده بود
لارا : منم همینطور شبا به زور خوابم می‌برد
ته ؛ بیا یه قانون بزاریم
لارا : چه قانونی
ته : اگه دوباره دعوا کردیم هر چقدرم دعوامون جدی باشه بازم رو یه تخت میخوابیم باشه
لارا : اوم باشهه
ته : خوبه توام بخواب
ویو فردا صبح
لارا : اوه چخبره
مادرته : خدمتکار جدید اومده زنه خیلی خوبیه
هانی : عو‌ممم دست‌پخت واقعا عالی داره
ته ؛ دقیقا
کوک : سوبین کو
خ.ر : خانوم تو اتاقشون هستن
لارا : عوه صبح بخیر
خ.ر : ممنونم
ته : برو صداش کن مثلا باید بره سرکار
خ.ر ؛ چشم
دیدگاه ها (۰)

Part : 209خ.ر : چشم خ.ر : خانم سوبین سوبین : کیه خ.ر : من خد...

Part:210ویو لارالارا : هعی کیم تهیونگته : چیه چیشده لارا : ی...

عید امسال ساعت 6 غروب جمعه تحویل میشه . . یه غروبی که خودش ه...

بعد مدت ها سلام بلاخره اکانتم از مسدودیت در اومد بخاطر یه حر...

آبنبات تلخ

Part : 229سوبین : میخوام برم خونه (گریه)لارا : سوبین لطفا ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط