نمیشه همیشه از غم گریخت. هرچقدر هم که به سرعت فرار کنی؛
نمیشه همیشه از غم گریخت. هرچقدر هم که به سرعت فرار کنی؛ بالاخره روزی جایی تمامی غمها و دردها بر سرت آوار خواهد شد. شاید به همین دلیل است که شاعران و نویسندگان و همانطور خودم که یکی از آنها به شمار میروم... سعی کردند با نوشتن دردهای خود را کاهش دهند
سختی کشیدن فقط با شکنجه، نیست بیشتر با حرف های دردناک خانواده ات خواهد بود حرف های که باعث شکستن، خورد شدن، رنج کشیدن، درد کشیدن،و سختی دیدن، میشه اما اگه یکی پیدا بشه و تو رو از اون کوچه بن بست نجات بده چی؟ یه وقتایی تو کوچه پس کوچه های زندگیت به یه بن بست میرسی این بن بست تهِ همه درداست تهِ بی حوصلگیا، خستگیا، تهِ غصه ها…ته همه بن بست ها یکی برات می مونه یکی که مثل همه نیست یکی که ظاهرش سرد عشقش پاکِ دلش دریا صورت اش ماه قلب اش الماس،،، یعنی اگه دخترک شانزده ساله داستان خون عرق و اشکم از اون زندگی نفرت انگیز اش یکی نجاتش بده زندگی اش بهتر خواهد شد ؟،،، دقیقا اینجا ست که وقتی فکر میکنه زندگی اش بهتر شده اما همان فردی که با جون دل میپرستش باعث حال بد و بدتر اش خواهد شد !
نویسنده: yonjin ملقب به اعظم
اسم فیک : خون عرق و اشکم
ژانر : غمگین عاشقانه سورئال اسمات
هر آدمی داستانی در زندگی اش داره حالا تلخ یا شیرین فرقی نداره بریم ببینیم داستان زندگی شخصیت های خون عرق و اشکم چیست
سرد و خشک بودن چه حسی داره شاید برای خوده فرد احساس خوبی باشه اما کسی که قلب اش مثله پمپ به قلبت وصله از احساس سرد بودنی که تو بهش میدی.... خبر داری کیم تهیونگ که مثله سرمای سرد خانه تویه تمام سلول های بدن اش مخصوصا قلبی که باهاش عاشقت میشه یخ میزنه دختر معصوم و بی گناهی عاشقت میشه رفتار سرد باهاش به هیچ جایی نمیرسه وقتی از آمریکا می آیی شرکت ات را ول میکنی فقط برای نجات دختری که از رنج کشیدن خلاص بشه به آن روستا میروی و در نهایت باهاش ازدواج میکنی و بلاخره روزی هم عاشق اش میشوی ....
سانگ ات که از بچه گی مادرش اون رو لی آهو صدا میزد و این نیز میشد اسم مستعار او ..... شانزده سال از عمر اش را در اون عمارت بزرگ همراه خانواده پر جمعیت با اصل و نسب سنتی اش که بشدت رویه ابرو اشون پایدار بودن زندگی میکرد هر روز هر ساعت هر لحظه در آن عمارت بزرگ براش مثله شکنجه میگذشت دخترا چه گناهی کردن که در هر خانواده سنتی از اعضای خانواده به شمار نمی روند زندگی را برایش جهنم میکنند لی آهو جز عشق آن مرد چیزی دیگری نمیخواست اما اگر اون هم قلب اش را بشکند چی ؟؟
چن جه یوان جز عاشق شدن کاره دیگری نکرد گناه بزرگ او عاشق شدن بود که همان کارم نباید میکرد ...
کیم مین هی که باعث همه این اتفاق های خوب شده بود باید پاداشی هم دریافت میکرد ولی بدتر خودش ناراحت شد ..
سختی کشیدن فقط با شکنجه، نیست بیشتر با حرف های دردناک خانواده ات خواهد بود حرف های که باعث شکستن، خورد شدن، رنج کشیدن، درد کشیدن،و سختی دیدن، میشه اما اگه یکی پیدا بشه و تو رو از اون کوچه بن بست نجات بده چی؟ یه وقتایی تو کوچه پس کوچه های زندگیت به یه بن بست میرسی این بن بست تهِ همه درداست تهِ بی حوصلگیا، خستگیا، تهِ غصه ها…ته همه بن بست ها یکی برات می مونه یکی که مثل همه نیست یکی که ظاهرش سرد عشقش پاکِ دلش دریا صورت اش ماه قلب اش الماس،،، یعنی اگه دخترک شانزده ساله داستان خون عرق و اشکم از اون زندگی نفرت انگیز اش یکی نجاتش بده زندگی اش بهتر خواهد شد ؟،،، دقیقا اینجا ست که وقتی فکر میکنه زندگی اش بهتر شده اما همان فردی که با جون دل میپرستش باعث حال بد و بدتر اش خواهد شد !
نویسنده: yonjin ملقب به اعظم
اسم فیک : خون عرق و اشکم
ژانر : غمگین عاشقانه سورئال اسمات
هر آدمی داستانی در زندگی اش داره حالا تلخ یا شیرین فرقی نداره بریم ببینیم داستان زندگی شخصیت های خون عرق و اشکم چیست
سرد و خشک بودن چه حسی داره شاید برای خوده فرد احساس خوبی باشه اما کسی که قلب اش مثله پمپ به قلبت وصله از احساس سرد بودنی که تو بهش میدی.... خبر داری کیم تهیونگ که مثله سرمای سرد خانه تویه تمام سلول های بدن اش مخصوصا قلبی که باهاش عاشقت میشه یخ میزنه دختر معصوم و بی گناهی عاشقت میشه رفتار سرد باهاش به هیچ جایی نمیرسه وقتی از آمریکا می آیی شرکت ات را ول میکنی فقط برای نجات دختری که از رنج کشیدن خلاص بشه به آن روستا میروی و در نهایت باهاش ازدواج میکنی و بلاخره روزی هم عاشق اش میشوی ....
سانگ ات که از بچه گی مادرش اون رو لی آهو صدا میزد و این نیز میشد اسم مستعار او ..... شانزده سال از عمر اش را در اون عمارت بزرگ همراه خانواده پر جمعیت با اصل و نسب سنتی اش که بشدت رویه ابرو اشون پایدار بودن زندگی میکرد هر روز هر ساعت هر لحظه در آن عمارت بزرگ براش مثله شکنجه میگذشت دخترا چه گناهی کردن که در هر خانواده سنتی از اعضای خانواده به شمار نمی روند زندگی را برایش جهنم میکنند لی آهو جز عشق آن مرد چیزی دیگری نمیخواست اما اگر اون هم قلب اش را بشکند چی ؟؟
چن جه یوان جز عاشق شدن کاره دیگری نکرد گناه بزرگ او عاشق شدن بود که همان کارم نباید میکرد ...
کیم مین هی که باعث همه این اتفاق های خوب شده بود باید پاداشی هم دریافت میکرد ولی بدتر خودش ناراحت شد ..
- ۲۰.۶k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط