یک روز همسر یک باستان شناس به من گفت: شوهرم را به علت این
یک روز همسر یک باستان شناس به من گفت: شوهرم را به علت این که یک باستان
شناس است و دائما با اشیا قدیمی سرگرم است؛ دوست دارم ؛
چرا که قدر مرا هر قدر که کهنه تر می شوم بیشتر میداند.
حال مدتهاست که به من به عنوان یک ظرف بلور نازک نگاه میکند.
از من همان طور مراقبت میکند که از تنگ قدیمی بالای ظرف.
او همیشه می ترسد که یک نگاه بد هم آن تنگ گرانبها را بشکند ،
همانطور که یک صدای مختصر بلند قلب مرا...
عاشق زمزمه می کند؛ فریاد نمی کشد.
شناس است و دائما با اشیا قدیمی سرگرم است؛ دوست دارم ؛
چرا که قدر مرا هر قدر که کهنه تر می شوم بیشتر میداند.
حال مدتهاست که به من به عنوان یک ظرف بلور نازک نگاه میکند.
از من همان طور مراقبت میکند که از تنگ قدیمی بالای ظرف.
او همیشه می ترسد که یک نگاه بد هم آن تنگ گرانبها را بشکند ،
همانطور که یک صدای مختصر بلند قلب مرا...
عاشق زمزمه می کند؛ فریاد نمی کشد.
- ۷۸۱
- ۲۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط