{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل بیماری که با هر درد می ریزد به هم

مثل بیماری که با هر درد می ریزد به هم
عشق گاهی با نگاهی سرد می ریزد به هم
جنگل و پاییز می دانند گاهی یک درخت
برگ هایش می شود چون زرد می ریزد به هم
عشق وقتی جای آرامش به چالش می کشد
خوابِ عاشق پیشه ی شبگرد می ریزد به هم
نبض در آهنگ یک آونگ وقتی کوک نیست
چرخش منظوم ساعتگرد می ریزد به هم
مثل معتادی که دکتر شک ندارد بعدِ تَرک
چون شود از اجتماعی طَرد می ریزد به هم
زندگی با روز های بد مدارا کردن است
هر که از تقدیر کم آورد می ریزد به هم
زن کنار مرد با غیرت خدایی می کند
در عوض از آدم نامرد می ریزد به هم
دیدگاه ها (۵)

ساعتِ عمر مــن افتاد و دگر کـــار نکرد هیچ کس یادی از این سا...

آمد و پا روی احساسات گلدارم گذاشت دیدنش حسرت به جان داغ و تب...

تو هم خنجر بزن، من زخمِ کاری دوست دارمشبیه موزه هایم، یادگار...

بردن چهره و لبخند تو از یاد ، هنر می‌خواهدهمچو آیینه ، فرامو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط