تیک تاک تیک تاک تیک تاک
تیک تاک.... تیک تاک... تیک تاک...
یه گوشه نشستم دارم به جو سنگینی که تو خونه حاکم شده نگاه میکنم
دوست دارم با یه فریاد خیلی بلند که از ته ته حسم میاد این سکوت سنگینو بشکنم
یه نفس عمیق از ته دل میکشم،صدامو می ندازم تو گلوم تا میخوام داد بزنم دهنم قفل میشه
انگار حالا حالا ها باید تو همین سکوت سر کنیم
خستم... خیلی خسته
خسته از کارای نکرده
گلوم میسوزه از فریاد های نکشیده
دلتنگم برای خاطرات شیرین کودکی ام که نداشتم هیچ یک از آنها را.
به نقطه ای زل میزنم
زندگی را طور دیگری تصور میکنم
اما تصوراتم به اندازه ی عمر یک حباب است و با ترکیدنش مرا به جایی که هستم بر میگرداند
گذشته ام آزارم میدهد کاری از دستم بر نمی آید برای تغییرش
چشمانم را آرام می بندم و به خواب میرم
این تنها راه فرار من است که خوب انجامش میدهم
یه گوشه نشستم دارم به جو سنگینی که تو خونه حاکم شده نگاه میکنم
دوست دارم با یه فریاد خیلی بلند که از ته ته حسم میاد این سکوت سنگینو بشکنم
یه نفس عمیق از ته دل میکشم،صدامو می ندازم تو گلوم تا میخوام داد بزنم دهنم قفل میشه
انگار حالا حالا ها باید تو همین سکوت سر کنیم
خستم... خیلی خسته
خسته از کارای نکرده
گلوم میسوزه از فریاد های نکشیده
دلتنگم برای خاطرات شیرین کودکی ام که نداشتم هیچ یک از آنها را.
به نقطه ای زل میزنم
زندگی را طور دیگری تصور میکنم
اما تصوراتم به اندازه ی عمر یک حباب است و با ترکیدنش مرا به جایی که هستم بر میگرداند
گذشته ام آزارم میدهد کاری از دستم بر نمی آید برای تغییرش
چشمانم را آرام می بندم و به خواب میرم
این تنها راه فرار من است که خوب انجامش میدهم
- ۳.۸k
- ۰۴ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط