{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم بازیگران زندگی

اسم : بازیگران زندگی

part8

(ویو جونگکوک)
مصاحبه داشتیم نشسته بودن
[اتاق جلسه اسلاید۲]
که همه شون سنشون بالای۴۰ سال بودن و همشون خارجی بودن
*۳۰ مین بعد*
جلسه که تموم شد جین بهم گفت بریم یه کافه منم حوصله نداشتم ولی به زور منو برد وقتی وارد کافه شدیم ا.ت رو با یه زن دیگه دیدم ... وایسا ببینم اون خانومه یونه پیش ا.ت
من و جین رفتیم سر یکی از میزا و یکم نشستیم و دیدم که خانوم یون رفت دستشویی بهترین وقت برای اذیت کردن ا.ت بود چون اذیت کردن و عصبانیت کردنش خیلی خوب بود از اون دور داد زدم
جونگکوک : خانوم شین ا.ت
که همه روشون رو برگردوندن روبه من
(ویو ا.ت)
خانوم یون بهم گفته بود هیچ کاری نداریم و منم گفت بریم کافه و خانوم یون هم باهام اومد داشتیم حرف میزدیم و بگو بخند میکردیم که خانوم یون یه لحظه رفت دستشویی و من شنیدم یه صدای آشنایی بلند اسممو میگه
جونگکوک : خانوم شین ا.ت
که برگشتم و دیدم ... خودش بود
عوضی
یهو همه نگاه ی جونگکوک کردن و من معذب شدم ولی انگار اون سنگدل ایچی از خجالت حالیش نمیشه جونگکوک دوباره صدام زد اما اینبار بلندتر
جونگکوک : خانوم شین ا.ت لطفا بیاید اینجا
خدایاا الان دیگه چیکارم داره
رفتم پیشش و به جین سلام کردم
*ویو نویسنده*
ا.ت:سلام آقای کیم
جین : سلام خانوم شین
ا.ت: بله آقای جئون
جونگکوک : ۱۲۰ تا بشین پاشو برو
ا.ت با صدای بلند میگه
ا.ت:چی!!
و بعد همه دوباره بهش نگاه میکنن
جونگکوک : قبلاً هم بهت گفتم یه حرف رو دوبار تکرار نمیکنم(با سردی)
جین آروم در گوش جونگکوک میگه
جین : لازم نیست انقدر خشن باشی
جونگکوک : خشن بودن تو خونمه
جین : خیلی خب مشکل من نیست
ات : آقای جئون فکر نمیکنید این یکم زیاد...
جونگکوک حرفش رو قطع کردم
جونگکوک : نه
....
ادامه دارد🤍
دیدگاه ها (۲)

اسم : بازیگران زندگیpart9(ویو نویسنده)جونگکوک : نه ا.ت: ولی ...

اسم : بازیگران زندگیpart10(ویو نویسنده)ا.ت داشت می افتاد و پ...

اسم : بازیگران زندگیpart۷جونگکوک : دوباره تنبیهات تو ذهنش:(آ...

اسم : بازیگران زندگیpart۶جونگکوک : چرا باید اینکار رو بکنم؟ا...

ادامه پارت ۱۳

چند پارتی درخواستی پارت ۴ا/ت . خواب بودم که با صدای در زدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط