{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت و تنها شدم تو شبا با خودم

رفت و تنها شدم تو شبا با خودم
دلهره دارمو از خودم بیخودم
اون ک دیر اومد و زود ب قلبم نشست
رفتو با رفتنش قلب من رو شکست
اونو دیدم و انگار دلم لرزیدو برای اولین بار
از ته دل خندیدو باخودم گفتم دیگ تنهاییا تمومه باخودم گفتم اره خدای من همونه
همون دیوونه ک حالمو عوض کنه....
دیدگاه ها (۴)

هههههههه بدون شررررررررح😂 😂 😂 😂 😂 😎 😎 😎 من قصد توهین ب بانوا...

ماهایی ک دیگه از اومدن کسی ذوق زده نمیشیمن کسی از کنارمون بر...

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگرسرمکش تا نکشد سر ب فلک فری...

👈 عشق👉 یعنی تو👈 لب👉 تَر کنیتا من 👈 مست و خراب👉 شوم...هه دلم...

رمان غریبه کوچولو

پارت ۱۷زمان برای چند ثانیه کامل ایستاد.دستم ناخودآگاه روی مچ...

پارت ۲۵بعد از بوسه‌ای که روی دستم زد…رسماً حس کردم قلبم دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط