{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گروه کیپاپ

#گروه کیپاپ
پارت 2

دودو هی:تو کلاس نشسته بودم رمانم رو باز کردم و شروع به خوندن کردم
داستان درباره ی دختری یتیم بود که حالا بعد چند سال که تو پرورشگاه بزرگ شده بود مامان و باباشو پیدا کرده بود

واقعا نمی تونستم همچین پدر و مادری رو درک کنم
خو بابا اولندش که تو اگه می خواستی بچتو بزاری پرورشگاه چرا بچه اوردی؟
دومندش چرا بعد چند سال اومدی دنبال بچت

خلاصه اعصابم خورد شد کتابو بستم و سرمو روی میز گذاشتم
که صدای جیغ بچه ها اومد:
یا قمر بنی هاشم
یعنی خودشه؟

با سرعت از کلاس رفتم بیرون که دیدم همه ی دخترای مدرسه دورشون حلقه زدن هرکی با جیغ به سمتشون میرفت و ازشون امضا میگرفت در حالی که به سمتشون میرفتن داد میزدن:

برگشتن....... پسرای کراش مدرسه برگشتن......
بدو بدو بریم ازشون امضا بگیریم

ما تو مدرسمون ۷ تا پسر جیگر طلا داشتیم که بهشون میخوره داداش هم باشن ولی در اصل رفیقن و نصف که چه عرض کنم کل مدرسه حتی پسرا روشون کراش بودن
و من و جی اون هم از شانس گلمون سال اول باهاشون دوست شدیم و تو یه کلاسیم

اونا نه تنها هرکدومشون تو یه چیزی استعداد دارن
بلکه درساشون هم به طرز شگفت انگیزی عالیه

برگشتم تو کلاس
از صدای جیغ شون خسته شده بودم
با خودم می گفتم اینا الان اینقدر محبوبن
سلبریتی بشن دیگه چیه
سرمو گذاشتم روی میز و خوابیدن که یه دست اومد رو سرم
هوووووو چت....

جی اون: امضا ها شروع شد نه

دودو هی : در حالی که داشت که قلب از کوکاشو میخورد گفتم:
اره گمون کنم

جی اون: پس..... فکر کنم دوباره حرفا و حدیثا شروع شد

دودو هی: نه ترخ خداااا

جی اون: در حالی که رفتم و کنارش نشستم گفتم: دیگه دیر هههه

بچه های مدرسه فکر می کنن ما پنهانی با پسرا تو رابطه ایم درحالی که اینطوری نیست و ما فقط رفیقیم

دودو هی: زدم رو شونه ی جی اون و اشاره کردم به در: اومدن

نامجون: چطورید برو بچ

جی اون: خوب بودیم

جیهوپ: چرا خوب؟

دودو هی : چون حالا که برگشتین دوباره نامه های عاشقانه شروع شد هه
و جیغی از روی اعصبانیت کشیدم

شوگا: صدا کی بود؟

جیمین: کیفمو سر جام پرت کردم: خودت چی فکر می کنی؟

شوگا: نگو که دوهی جیغ جیغو؟

دودو هی: جامدادیمو سمتش پرت کردم: شروع نکن که به خونت تشنم

شوگا:دستامو بردم بالا
تسلیمممم

تهیونگ: جی اون چرا ساکتی؟

جی اون: از کله سحر بیدارم

تهیونگ: صحیح

دودو هی وایسا یکی کمه
خرگوشی کو؟
صداش نمیاد
نگو که قائم شده و باز می خواد گیسامو از پشت بکشه؟

تهیونگ: حال نداشت
نیومد

دودو هی: عجیبههههه
دیدگاه ها (۰)

#گروه کیپاپ#پارت ۳جی اون: در حالی که سرم روی کتاب بود بهشون ...

#گروه کیپاپ#پارت 4جی اون:زنگ خورد کتابامو جمع کردم و گذاشتم ...

#گروه کیپاپ#پارت اولجی اون. از پنجره به بیرون خیره شده بودم ...

نام فیک : گروه کیپاپ 🦋 𝓫𝓮𝓱شخصیت ها : اعضا ، جی اون و دوست جی...

آقای هوسوک پارت ۴

من عاشق نمیشم 🚫🍷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط