{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

#سعدی
دیدگاه ها (۳)

آسوده خاطرم که تو در خاطرِ منی

★چشم‌ها دروغ نمیگن؟...P¹(End)این چند روز نادیده گرفته میشدم....

*نام فیک:«دیـداریــی عجیب»(پارت:۱۰)ـــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط