پارت ششم
پارت ششم
_________[* " *]_________
پروانه های درونمون⭐️
.
ویوی تسوتاکو :
الان سه ماه از اون ماجرا می گذره و امروز بالاخره همون روز معود برای داداش رسیده...
بله درستههه روز عروسیییی🧚♀️🥹
به انوان خواهر داماد به هر حال باید لباسی بپوشم که چشم حسود دربیاد بترکع چشم حسودددد😂
گیو خیلی استرس داره او می ترسع یه هو اتفاقی بیفته الان منو کانائه(خواهر شینوبو)
باهم داریم این عروس و داماد رو اروم میکنیم وای که چه وعضیه از طرفی امروز عروسی کانائو و تانیجرو کون هم هست اخه من نمیدونم جونای الان چقدر زود ازدواج میکنن ولی منو و نویسنده هنوزم سینگلیم😮💨🫤 مگه نه ؟
نویسندع:والا به خودا حالا تو توی انیمه ای باز طرفدار داری منو چی میگی 😮💨
شینوبو.گیو.تانجیرو.کانائو:بس کنین دیگه مثلا عروسیه ماعه هاااا
نویسنده/تسوتاکو:باشه بابا اهه
بگذریم ....
ویوی نویسنده:همه ی اعضای هاشیرا او آمانه ساما و اوروکوداکی و ارباب هم برای عروسی اومده بودن حتا منم رفته بودم
گیو و تانجیرو اونجا وسط سحنه ایساتاده بودن و منتظر عروسا بودن عروس های خوشملمون اومدن و همه براشون کل کشیدن😂(یکم ایرانیش کنیم)
منو کانائه هم پشت شینوبو و کانائو گل و بلبل میرختیم دیجی هم آهنگ های شادی مثل :
گل باشد و خوش آمد عروس به میدان آمد
آقا داماد عروس خانم عروسیتون مبارک 😂🍃
آخه ی چقدر عاشقانه عررررر 🥹🥹
و شینوبو وگیو،تانجیرو و کانائو همدیگرو بوسیدن منم افسوس خوردم.. چی ببخشید از خوشحالی گریه کردم😅
این وسط همه داشتن خوشالی میکردن و کانائه هم به سانمی میگفت :خاک توسرت اینا ازما کوچیکترن ازدواج کردن بعد منو تو که دوساله تو رابطه ایم هنوز ازدواج نکریدم
سانمی :....
و من و کانائه هم خیلی قشنگ رقسیدیم و چشمای حسود رو کور کردیم و داماد ها هم به عروس ها انگشترای خیلی خشگلی دادن آخه ی مبارکشون باشه
...
پایان پارت ششم🍃🫂
⭐️_________<=>________⭐️
ممنونم که حمایت میکنید و اینکه یه عروسیتون مبارک تو کامنا بزارین🥹😂📷🫂
_________[* " *]_________
پروانه های درونمون⭐️
.
ویوی تسوتاکو :
الان سه ماه از اون ماجرا می گذره و امروز بالاخره همون روز معود برای داداش رسیده...
بله درستههه روز عروسیییی🧚♀️🥹
به انوان خواهر داماد به هر حال باید لباسی بپوشم که چشم حسود دربیاد بترکع چشم حسودددد😂
گیو خیلی استرس داره او می ترسع یه هو اتفاقی بیفته الان منو کانائه(خواهر شینوبو)
باهم داریم این عروس و داماد رو اروم میکنیم وای که چه وعضیه از طرفی امروز عروسی کانائو و تانیجرو کون هم هست اخه من نمیدونم جونای الان چقدر زود ازدواج میکنن ولی منو و نویسنده هنوزم سینگلیم😮💨🫤 مگه نه ؟
نویسندع:والا به خودا حالا تو توی انیمه ای باز طرفدار داری منو چی میگی 😮💨
شینوبو.گیو.تانجیرو.کانائو:بس کنین دیگه مثلا عروسیه ماعه هاااا
نویسنده/تسوتاکو:باشه بابا اهه
بگذریم ....
ویوی نویسنده:همه ی اعضای هاشیرا او آمانه ساما و اوروکوداکی و ارباب هم برای عروسی اومده بودن حتا منم رفته بودم
گیو و تانجیرو اونجا وسط سحنه ایساتاده بودن و منتظر عروسا بودن عروس های خوشملمون اومدن و همه براشون کل کشیدن😂(یکم ایرانیش کنیم)
منو کانائه هم پشت شینوبو و کانائو گل و بلبل میرختیم دیجی هم آهنگ های شادی مثل :
گل باشد و خوش آمد عروس به میدان آمد
آقا داماد عروس خانم عروسیتون مبارک 😂🍃
آخه ی چقدر عاشقانه عررررر 🥹🥹
و شینوبو وگیو،تانجیرو و کانائو همدیگرو بوسیدن منم افسوس خوردم.. چی ببخشید از خوشحالی گریه کردم😅
این وسط همه داشتن خوشالی میکردن و کانائه هم به سانمی میگفت :خاک توسرت اینا ازما کوچیکترن ازدواج کردن بعد منو تو که دوساله تو رابطه ایم هنوز ازدواج نکریدم
سانمی :....
و من و کانائه هم خیلی قشنگ رقسیدیم و چشمای حسود رو کور کردیم و داماد ها هم به عروس ها انگشترای خیلی خشگلی دادن آخه ی مبارکشون باشه
...
پایان پارت ششم🍃🫂
⭐️_________<=>________⭐️
ممنونم که حمایت میکنید و اینکه یه عروسیتون مبارک تو کامنا بزارین🥹😂📷🫂
- ۸۶۲
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط