پارت یک

از دید یونجی :

برای بار چندم به فن ساین بی تی اس رفتم
اونا شاید خودشون ندونن اما اگه نبودن الان رو به روشون نبودم
از همشون امضا گرفتم و بهشون کادو دادم
کادوها رو با کاغذ کادو های با رنگ مورد علاقش کادوپیچ کردم

هانول : واییی باورم نمیشه رفتم فن ساین

اه خب دوستم ، هانول تازه ارمی شده و اولین باره که میره فن ساین

من : وااایی اره
هانول : تو که چند بار رفتی من یه بار هم نرفتم
من : به هر حال هر ارمی وقتی بی تی اس رو حتی برای بار هزارم هم ببینه همینه
هانول : منطقی
من : هانول من باید برم ، باید برم پرورشگاه
هانول: اوک

پرش زمانی به پرورشگاه

بعد از یه عالم اتوبوس سوار شدن و اینا رسیدم به پرورشگاه
رفتم تو
من : سلام خانم چو ( رئیس پرورشگاه )
خانم چو : سلام عزیزن زود باش برو اتاق شیش از اون بچه ها مراقبت کن
چشمی گفتم و رفتم
در رو به آرومی باز کردم
من : سلاااامم خوشگل های مننن
اتاق شیش از رده سنی شیش تا هفت بودن پس میتونستن حرف بزنن
بچه ها : سلاااامم خااالهه
در رو بستم و رفتم پیششون و بغلشون کردم
یکی از بچه ها که اسمش بورام بود گفت : خاله کی ما از اینجا میریم ؟
من : به زودی ، به زودی میرین تازه یه خبر خوب فردا یه زوج مهربون میان تا از میون شما برای خودشون فرزند انتخاب کنن
بورام با ذوق فروان و برقی که از خوشحالی توی چشماش بود گفت : راست میگی ؟
سری تکون دادم و گفتم : حالا بریت برای من نقاشی بکشین تا بعد بند وصل کنیم تا به بند آویزون کنیم
همشون پخش شدن و شروع کردن به نقاشی کردن
بعد از اینکه نقاشی کشیدن باهم بند یا همون طناب رو وصل کردیم و نقاشی ها رو آویزون کردیم
من : خب بچه ها من باید برم باز فردا میام باشه ؟
سری به نشونه تایید تکون دادن و من رفتم
هییی
رفتم تونه و برای خودم نودل درست کردم و خوردم و خوابیدم

ادامه دارد ...
دیدگاه ها (۰)

خب بچه ها اولین پارت رو از فیک جدید گذاشتم و هر روز یه پارت ...

کاش براتون مهم بودم

𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۵ویو ا.تبا الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دوش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط