بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
عقل : شناخت خداوند سبحان، شناخت معاد، شناخت نبوت و رسالت انبیا و پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، شناخت اصل ولایت و امامت و سایر اصول عقاید، در گام نخست عقلی میباشد؛یعنی بایدمبتنی بر استدلال باشد؛ چنان که در آیات متعددی، پس از بیان دلایل گوناگون، متذکر گردید که آیا تفکر و تعقل نمی نمایید یا فرمود: اینها آیه نشانههای هدایت کننده است، برای کسانی که تفکر و تعقل مینمایند.
چون به حکم عقل ثابت شد که خداوند سبحان، خالق و مالک و ربّ است و یقیناً عالَم هستی را بیهوده نیافریده، پس به سوی مقصدش هدایت میکند؛ ثابت میشود که برای هدایت انسانی که از موهبت عقل،علم، اختیار و انتخاب بر خوردار شده، پیامبر و دینی لازم است که هدایت تشریعی بنماید و به حکم عقل ثابت میشود که این هدایت منقطع نمی گردد و همیشه باید حجّت خدا، در میان مردم باشد و حال از عقلی که به نور علم می بیند و در بین حجابهای ظلمانی نفس، محبوس نشده، بپرسیم: ای عقل! به نظر تو، علی علیه السلام برای ولایت، امامت، وصایت، خلافت و رهبری مردم بر حق است، یا دیگرانی چون ابوبکر، عمر، عثمان، عایشه، طلحه، زبیر، معاویه، یزید و ...؟!
نقل : ملاک بعدی، نقل است؛ یعنی چون با عقل دانستیم که وجود ولیّ الله و امام برحق لازم است و دانستیم که انتخاب ولیّ الله، حجّت الله، خلیفة الله و امام، با خداوند متعال است و نه با رأی یک عده یا حتی اکثریت؛ باید ببینیم که رسول خدا صلوات الله علیه و آله، چه شخص یا اشخاصی را از جانب خداوند سبحان معرفی نموده است؟
در زمینۀ احادیث، منابع شیعیان و سنّیها، اقوال مشترکی نقل و ثبت نمودهاند.
نگاه سنّیها : تمامی مسلمانان سنّی، به غیر از ناصبیها، سلفیها و وهابیها که اصلاً مسلمان نیستند، نه تنها برای امیر المؤمنین علیه السلام، جایگاه، مقام و احترام والاتری قائلند، و نه تنها ایشان را خلیفه چهارم و آخرین خلیفه میدانند، بلکه اهل بیت علیهم السلام را نیز بسیار دوست دارند؛ اما مقولۀ ولایت و امامت، از منظر عموم آنها، در پرده مانده و پنهان شده است.
جوّ القایی از سوی کفار : اما، جوّ القایی از سوی کفاری که قرنها بر جوامع اسلامی حکومت کردند، مانند امویها، عباسی ها ... و سپس استعمار انگلیس، امریکا و امروزه صهیونیسم بین الملل، همیشه سعی بر ایجاد و تشدید اختلافات شدید بین شیعه و سنّی نمودهاند! بدیهی است که در چنین جوّی، دیگر مسألۀ حق مطرح نمیشود؛ بلکه تعصبات کور و مبتنی بر جهل، نادانی و بی بصیرتی حاکم می شود(پایان)(ص 1)
پاسخ قسمت سوم :
عقل : شناخت خداوند سبحان، شناخت معاد، شناخت نبوت و رسالت انبیا و پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، شناخت اصل ولایت و امامت و سایر اصول عقاید، در گام نخست عقلی میباشد؛یعنی بایدمبتنی بر استدلال باشد؛ چنان که در آیات متعددی، پس از بیان دلایل گوناگون، متذکر گردید که آیا تفکر و تعقل نمی نمایید یا فرمود: اینها آیه نشانههای هدایت کننده است، برای کسانی که تفکر و تعقل مینمایند.
چون به حکم عقل ثابت شد که خداوند سبحان، خالق و مالک و ربّ است و یقیناً عالَم هستی را بیهوده نیافریده، پس به سوی مقصدش هدایت میکند؛ ثابت میشود که برای هدایت انسانی که از موهبت عقل،علم، اختیار و انتخاب بر خوردار شده، پیامبر و دینی لازم است که هدایت تشریعی بنماید و به حکم عقل ثابت میشود که این هدایت منقطع نمی گردد و همیشه باید حجّت خدا، در میان مردم باشد و حال از عقلی که به نور علم می بیند و در بین حجابهای ظلمانی نفس، محبوس نشده، بپرسیم: ای عقل! به نظر تو، علی علیه السلام برای ولایت، امامت، وصایت، خلافت و رهبری مردم بر حق است، یا دیگرانی چون ابوبکر، عمر، عثمان، عایشه، طلحه، زبیر، معاویه، یزید و ...؟!
نقل : ملاک بعدی، نقل است؛ یعنی چون با عقل دانستیم که وجود ولیّ الله و امام برحق لازم است و دانستیم که انتخاب ولیّ الله، حجّت الله، خلیفة الله و امام، با خداوند متعال است و نه با رأی یک عده یا حتی اکثریت؛ باید ببینیم که رسول خدا صلوات الله علیه و آله، چه شخص یا اشخاصی را از جانب خداوند سبحان معرفی نموده است؟
در زمینۀ احادیث، منابع شیعیان و سنّیها، اقوال مشترکی نقل و ثبت نمودهاند.
نگاه سنّیها : تمامی مسلمانان سنّی، به غیر از ناصبیها، سلفیها و وهابیها که اصلاً مسلمان نیستند، نه تنها برای امیر المؤمنین علیه السلام، جایگاه، مقام و احترام والاتری قائلند، و نه تنها ایشان را خلیفه چهارم و آخرین خلیفه میدانند، بلکه اهل بیت علیهم السلام را نیز بسیار دوست دارند؛ اما مقولۀ ولایت و امامت، از منظر عموم آنها، در پرده مانده و پنهان شده است.
جوّ القایی از سوی کفار : اما، جوّ القایی از سوی کفاری که قرنها بر جوامع اسلامی حکومت کردند، مانند امویها، عباسی ها ... و سپس استعمار انگلیس، امریکا و امروزه صهیونیسم بین الملل، همیشه سعی بر ایجاد و تشدید اختلافات شدید بین شیعه و سنّی نمودهاند! بدیهی است که در چنین جوّی، دیگر مسألۀ حق مطرح نمیشود؛ بلکه تعصبات کور و مبتنی بر جهل، نادانی و بی بصیرتی حاکم می شود(پایان)(ص 1)
- ۳۹۰
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط