{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی اختیار

بی اختیار
دستهایش راگرفتم..!
ضربانم
تندتر از همیشه میزد
جور دیگری نگاهم کرد
به گمانم
به دنیا آمده بود..!
که ویران کند
بنیان مرا ...
دیدگاه ها (۱)

اگه دیدی کسی از تنهاییش لذت میبرهبدون راز قشنگی تو دلش داره!...

من در این جای همین صورت بی جانم و بَسدلم آن جاست که آن دلبر ...

و بعد از سال هانوادگانمان هیچ قصه ی عاشقانه ای از نسل ما نخو...

مرا تا جان بُوَد"جانان" که هیچ است!تمامِ فکر وُ ذکر وُ روحم ...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۳یونابعد از شام سکوت عجیبی بینمون ...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط