{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز عاشقی (autumn love )

پاییز عاشقی (autumn love )
The last part ♡
دیدم میجو با بورام مثل دوتا فرشته داشتن وارد سالن میشدن واییی اصناا میجو رو دیدم میخواستم غش کنم(داداش آرامشتو حفظ کن زشته جلو مهمونا😂😂)
بعد از اومدن اونا من و کوک رفتیم و روی سکوی باغ وایستادیم و دیدیم بورام و میجو
دست تو دست پدراشون دارن سمتون قلبم برا بار هزارم داشت تند تند میزد اما قول داده بودم خرابش نکنم پس خودمو کنترل کردم
بلاخره به ما رسیدن و پدراشون دستشون رو توی دستای ما گذاشتن و بعد از کلی خوشگذرونی عروسی تموم شد و ما هم با همین لباسای عروسی روی برگ ها راه میرفتیم ک باعث میشد صدای لذت بخش خش خششون رو بشنویم

(پاییزعاشقی)
دیدگاه ها (۰)

🍓❤Happy turning 70

پروف عوض شد گلا گمم نکنین🍓❤

پاییز عاشقی (autumn love ) بلیطا رو گرفتیم و چمدون هامون رو ...

پاییز عاشقی (autumn love ) Part 25 با کلی خوراکی توی دستشبدو...

𝙋 :: 8ویو ا/ت ::پشت در بودم یعنی این در که باز شد من رفتم او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط