{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 44 دلبر نازم

پارت 44 دلبر نازم



ممد... حالا که ارسلان خوبه بیایین بریم کافه یک چیزی بخوریم ضعف کردیم به خدا


دیانا.... اره بریم یک چیزی بخوریم

نیکا.... اره بریم

رفتیم کافه داشتیم یک چیزی می‌خوردیم که


دیانا.... همه ی برنامه ریزی برای تولد ارسلان خراب شد چیکار کنیم


ممد.... اشکالی نداره همین الان بیایین برنامه ریزی کنیم


دیاناو نیکا.... اوکی


همه برنامه ها رو چیدیم

رفتیم پشت اتاق در ارسلان

تکیه داده بودم به دیوار منتظر بودم ارسلان بهوش بیاد
که ممد گفت


ممد.... بهوش اومد

دیانا.... برو دکتر رو خبر کن

ممد... رفت دکتر رو خبر کرد😊


دکتر رفت تو اتاق وقتی اومد بیرون گفت

دکتر... گفت میخواد همسرش رو ببینه


دیانا..من ؟



ممد.... برو دیگه


رفتیم که....
دیدگاه ها (۳۱)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

bts

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.57(روایت از زبان ا.ت)صب...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط