پارت 44 دلبر نازم
پارت 44 دلبر نازم
ممد... حالا که ارسلان خوبه بیایین بریم کافه یک چیزی بخوریم ضعف کردیم به خدا
دیانا.... اره بریم یک چیزی بخوریم
نیکا.... اره بریم
رفتیم کافه داشتیم یک چیزی میخوردیم که
دیانا.... همه ی برنامه ریزی برای تولد ارسلان خراب شد چیکار کنیم
ممد.... اشکالی نداره همین الان بیایین برنامه ریزی کنیم
دیاناو نیکا.... اوکی
همه برنامه ها رو چیدیم
رفتیم پشت اتاق در ارسلان
تکیه داده بودم به دیوار منتظر بودم ارسلان بهوش بیاد
که ممد گفت
ممد.... بهوش اومد
دیانا.... برو دکتر رو خبر کن
ممد... رفت دکتر رو خبر کرد😊
دکتر رفت تو اتاق وقتی اومد بیرون گفت
دکتر... گفت میخواد همسرش رو ببینه
دیانا..من ؟
ممد.... برو دیگه
رفتیم که....
ممد... حالا که ارسلان خوبه بیایین بریم کافه یک چیزی بخوریم ضعف کردیم به خدا
دیانا.... اره بریم یک چیزی بخوریم
نیکا.... اره بریم
رفتیم کافه داشتیم یک چیزی میخوردیم که
دیانا.... همه ی برنامه ریزی برای تولد ارسلان خراب شد چیکار کنیم
ممد.... اشکالی نداره همین الان بیایین برنامه ریزی کنیم
دیاناو نیکا.... اوکی
همه برنامه ها رو چیدیم
رفتیم پشت اتاق در ارسلان
تکیه داده بودم به دیوار منتظر بودم ارسلان بهوش بیاد
که ممد گفت
ممد.... بهوش اومد
دیانا.... برو دکتر رو خبر کن
ممد... رفت دکتر رو خبر کرد😊
دکتر رفت تو اتاق وقتی اومد بیرون گفت
دکتر... گفت میخواد همسرش رو ببینه
دیانا..من ؟
ممد.... برو دیگه
رفتیم که....
- ۲۲.۲k
- ۲۹ آذر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط