{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟦

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟦

یون جی پاش رو اون یکی پاش انداخت و دستشو توی هوا تکون داد
- مامان مثل همیشه بهم گیر میداد و اذیتم میکرد منم بهش گفتم با داداش همین رفتارارو کردی که گذاشت رفت مامان هم گفت خب توهم برو پیش داداش الدنگت منم اومدم پیش داداشیه الدنگم
و بلند شد و دستشو دور گردن یونگی انداخت و جیمین گاهی با صورتی که سعی در مخفی کردن خنده و گاهی هم با تعحب به اون دوتا نگاه میکرد، راستش از اون دختر پر انرژی و بامزه خوشش اومده بود (!؟)
یون جی دستش رو از گردن برادرش ازاد کرد و با ارنجش به بازوی یونگی زد و پرسید
- این پسر خوشگله کیه؟ دوست پسرته؟ وای اوپا چرا بهم نگفتی دوست پسر داری؟ واقعا که!
جیمین که واقعا داشت چشماش از حدقه در میومد سریع به حرف اومد
- نه نه من و یونگی باهم نیستیم! فقط هم خونه ایم!
یون جی دستاش رو به نشونه ی تسلیم بالا اورد و دوباره روی مبل تک نفره نشست و گفت
- آم خب باشه باور میکنم، راستش یونگی گیه و وقتی دیدم تو خونشی خب فکر کردم باهمین، اخه مامان باباهم بخاطر همین از خونه بیرونش کردن
یونگی توی مغزش داشت نقشه ی قتل عامه خواهر دوقلوش رو که فقط یک دقیقه ازش بزرگ تر بود رو میکشید و زمزمه کرد
- لوبیا تو دهن تو خیس نمیخوره
یون جی شنید و گفت
- نه متاسفانه
یونگی چشم غره ای رفت و به سمت جیمین که بیشتر شبیه به کلمه ی 𝗈 انگلیسی بود نگاه کرد و گفت
- اون چرت و پرت زیاد میگه ولش کن
یون جی با حالت اعتراض گفت
- من چرت و پرت میگم؟ تو رسما داری با نگاهت میخوریش! حالا بیخیال، اتاق من هنوز طبقه ی بالا عه؟
یونگی با چشم غره سرش رو تکون داد و یون جی به سمت چمدون های جلوی در رفت، یا خدا، چهار تا چمدون؟ خب اون یه دختر بود ازش این همه وسایل بعید نبود!
بعد از رفتن یون جی به اتاقش یونگی به سمت جیمین که هنوز تو شک بود رفت و دستشو گرفت
- آم خب جیمین اون خواهر دوقلومه و همونطور که فهمیدی اسمش یون جی هستش و متاسفانه چند روزی این جا می مونه، حرفای چرت زیاد میگه، اهمیتی نده
و لبخندی زد و به سمت دستشویی رفت.
- فاک یونگی گیه؟
جیمین بعد از رفتن یونگی زمزمه کرد به یه گوشه خیره شد ولی بعد خودش رو جمع و جور کرد و به سمت اتاقش و بعد دستشویی و بعد حموم رفت..

حمایت کنینننننننن😭🤏🏻
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
دیدگاه ها (۰)

فیک { خاسکترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟥پسر مو نعنایی با شنیدن صدای چیک چیک...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟤 جیمین از بغل یونگی بیرون اومد و س...

عشق پنهانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط