{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part6
عشق من
(اسم داداش هانا نیما هست)
=نیما مگه من نگفتم که با تیهونگ حرف نزن هااا(داد)
÷راست میگه نیما فکر کنم دعوای اون موقعه جواب نداد
+مامان و بابا دارین چیکار میکنین(بچه ها هانا داداشش رو خیلی دوست داره و دوست نداره که داداشش ناراحت باشه )
=عه دخترم بیداری
+بابا و مامان مگه من نگفتم نیما رو دعوا نکنین اصلا با تیهونگ حرف بزنه چه ایرادی داره هاااا(با عصبانیت و یک کوچولو داد)
=دخترم توضیح میدم بهت
+بابا من توضیحی نمی خوام فقط می خوام بدونم این همه دعواش میکنید چی گیرتون میاد (خیلی عصبانیت)
=دخترم اروم باش
+بابا شما هرکار گفتید من گفتم چشم ولی این دفعه چشم رو نمیگم و بهتون دارم میگم و گوش کنید اگه بفهمم نیما رو زدید یا دعواش کردید میام ایران و نیما رو می برم عمارت خودم حتی اگه با تیهونگ ازدواج کنم نیما رو میبرم حداقل تیهونگ بهتر درکش میکنه
-هانا
+عه تیهونگ مگه تو نرفته بودی
-چرا داشتم میرفتم یادم افتاد گوشیم رو بردارم
+اها بفرمایید
-ممنون
+خواهش میکنم
÷هانا حرف رو حرف بابات نزن
+(مامان اخه این چه موقعه حرف زدن )مامان شما دارین یک بچه ی بیگناه رو دعوا میکنید
÷حرف روی حرف من میزنی(اومد به هانا یک سیلی زد)
@ابجی
-هانا
+اخخخ
-هانا خوبی ؟
-مادرجان دیگه دارید خیلی تند میرید اگه من بفهمم با هانا چیکار کردید دفعه ی بعدی همین جوری هانا و نیما رو میبرم از اینجا و تمام هانا من فردا میام شرکتت
+باشه برو خداحافظ
-خداحافظ
+نیما
@بله
+بیا توی اتاق من
@منکه اجازه ندارم
+الان میدم بیا بریم
@باشه
+مامان و بابا بهتره استراحت کنید الان براتدن یک قرص میارم نیما مامان و بابا رو بزار روی مبل
@باشه ولی قرص چی
+قرص زدمستی یعنی از مستی درش میاره
@اها
ویو هانا
قرص رو دادم خیلی سریع اثر کرد به مامان و بابام همچی رو گفتم ازم معذرت خواهی کردن حتی با نیما ولی دوباره باهاشون خوب رفتار کردم ولی داداش رفت بخوابه خیلی خسته بود
+مامان و بابا برین بخوابین من فردا باید زود بلند شم و راستی یکیتون باید با بادیگاردم بره
=من میرم
+ممنون من برم بخوابم
ویو هانا
رفتم بالا دیدم داداشم خوابه و منم رفتم تو اتاقم و ارایشمو پاک کردم و لباس خوابم رو پوشیدم و رفتم بخوابم و قبل از خوابم دیدم ساعت ۱۱ شبه پس گفتم بگیرم بخوابم
۶ ساعت بعد
دینگگگگگ(الارم گوشی)
+وای خدا چقدر خستم بلند شم برم حاضر شم رفتم سرویس بهداشتی و دست و صورتمو شستم و لباسم رو پوشیدم(عکسش رو میذارم) و سوار ماشین شدم و دیدم تیهونگ رو داخل دفترم دیدم و کل ماجرا رو گفتم و رفت و من نشستم کارامو کردم خیلی کار داشتم پس به مامانم زنگ زدم و گفتم من شب میام مامانم گفت باشه
ویو بادیگارد هانا
خانم گفتن که با دوتا ماشین برم دنبال خانوادشون و گفته برای اینکه نترسن با پدرشون برم پس پدرشون اومد و ما رفتیم و خانوادشون رو دیدیم و رسیدیم خونه و من رفتم دمه در تا به بقیه کارم برسم و به خانم پیام دادم وگفتم که خانوادشون رو اوردم و جواب تشکر رو دادن و من ادامه کارم رو کردم
خاله اول هانا رو بااین♤و خاله دوم هانا رو بااین♡ و دخترخاله ی اولش ♧و دومش◇با ایناست
♤عه هانا کجاست
÷هانا امروز خیلی شلوغه و گفت شب میاد
♡عه چه بد
÷اره ولی گفت میاد و کلی باهاتون حرف میزنه ولی بدیش اینه این مرخصی اصلا نداره صبح میره ظهر برمیگرده ولی فقط امروز تا شبه
♧عه
شب
ویو مامان هانا
هانا بهم پیام داد و گفت که برای شام میاد و منم به بقبه گفتم خیلی خوشحال شدن و منم رفتم شام درست کردم اونم مرغ
ویو هانا
خیلی خسته شده بودم ولی کارم تموم شده بود بلند شدم از روی صندلیم و به منیشم گفتم بیاد برگه ها رو ببره
#سلام خانم برگه هاتون تموم شد
+اره فقط گفتم یک قهوه برام بیاری اوردی
#بله خانم بفرمایید
+ممنون
+مثل همیشه قهوه میچسبه
#خانم خیلی خوشحالم که حالتون خوبه
+ممنون
+من رفتم خداحافظ
#خداحافظ خانم
+عه ساعتم
#بفرمایید روی میز بود
+ممنون من رفتم
ویو هانا
سوار ماشینم شدم که تیهونگ زنگ زد باهاش صحبت کردم و کلی خندیدیم و خداحافظی کردیم و تموم شد بادیگاردم درو باز کرد و من ماشین رو اوردم داخل و پیاده شدم و وارد خونه شدم همه دیدیم و باهاشون  حرف زدم  و خندیدیم که گوشیم زنگ خورد تیهونگ بود و بدی که داشت من تیهونگ رو نوشته بود my love❣❣و خاله منم دید
♤خاله جان این کیه
+خاله دوستمه (لبخند ضایع )
♤باشه خاله جان حالا جوابش رو بده
+خب من میرم تو اتاق
♤نه همیجا جوابش رو بده
+اها باشه
♤و بزار روی بلند گو
+خاله(باخنده)
♤شوخی کردم ولی همینجا جواب بده
+باشه
+سلام
-سلام عروسک من
+خوبی عشقم
-اره پرنسسم  تو خوبی؟
+اره خوبم
+تیهونگ شی
-جونم
+من برم به کارام برسم باشه؟
-باشه جوجه
+بای بای
-بای بای
♤خب خاله جان پس شما دوست پسر دارید
+ب....ب...بله!
دیدگاه ها (۰)

سلام به بیبی های خودمبراتون فیک رو گذاشتم ولی شرط ها نرسید و...

سلام به بیبی های خودم🌚با خودم گفتم یکم از ته و جیمی بزارم ت...

سریال مورد علاقه ام :قاضی جهنمی راستی چرا حمایت نمیکنید ولی ...

از کدوم از حرفاشون خنده ات گرفت یا خودشت اومد😁

Part4عشق من ویو هانا باهاشون که خداحافظی کردم و در خونه رو ب...

Part1عشق من ویو هانا صبح با آلارم گوشیم بیدار شدم ساعت ۵ اخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط