{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با ترس زل زده بودی همراه با چاقو آغشته به خونش قدم قدم نز

با ترس زل زده بودی همراه با چاقو آغشته به خونش قدم قدم نزدیکت میشد و توهم با هر قدمش عقب می رفتی که به دیوار برخورد کردی چاقو رو انداخت زمین و به چشمای ترسیدت نگاه کرد:چرا ازم می ترسی؟ چون قاتل و روانیم؟ چون همه کسایی که اذیتت کردن و بهت نزدیک شدن رو به وحشتناک ترین شکل ممکن کشتم؟

دست زخمیش رو روی گونت که حالا از اشک خیس شده بود گذاشت من هر کسی رو که باعث شده اشک بریزی رو میکشم هر کس که اذیتت کنه اما تو فک کردی به خودتم قراره آسیب بزنم؟ احمقانست!
قبل تو اینجوری نبود من حتی از اسم عشق هم نفرت داشت اما تو، تو آمدی و بهم یاد دادی تا استخوان متبلا یه آدم بودن یعنی چی تو مکمل کشنده ی منی دختر کوچولو
من از دور فکرو ذکرم متعلق به تو بود چون میترسیدم که اذیت بشی بار ها و
بار ها خواستم بهت بگم که چقدر عاشقتم نه می پرستمت و با اینکه همه ی حرفام. اما ی کردم بودم ولی انگار. تک تک سلول های مغزم دستور نگاه کردنت داده بودن
دستاش رو دور صورتت قاب کر و به چشمای لرزونت بوسه ای زد:
من تو رو میبرم ی جای دور جایی که هیچکس نتونه دستش بهت برسه تا دیگه هیچکس باعث نشه قلب مهربونت درد بگیره می برمت ی جایی فقط کع خودمون دوتا باشیم کاری میکنم شاد ترین فرد دنیا باشی اگه اگه بخوای و بهم اعتماد کنی دختر کوچولوم من بخاطر تو هر کاری میکنم هرکاری❤️





پایان



شرط
کامنت:2
لایک :3
دیدگاه ها (۰)

سناریوBTSوقتی دارین باهم بالش بازی میکنیننامجون= آ.ت عزیزم م...

دونه های برف صورت خیس از اشکت رو لمس میکردنیونگی به آرومی دس...

تک پارتیویو آ.تامروز تولد لینا و جیونگ هستش و قراره بریم برا...

بدونِ اينكه حلقه دستهاش دورِ شكمت رو باز كنى، سمتش چرخيدى و ...

تکپارتی موییچیرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط