عجله داشتم

عجله داشتم
تند تند راه میرفتم
محکم به چیزی خوردم
آدم بود!
منتظر بود بگویم کوری؟!
دستش را به طرفم دراز کرد
بامن دست داد...
لبخندی زد
به گمانم انسان بود!
#خاکستری
دیدگاه ها (۱)

Life thought me two things :Wish of dieing Dieing of my wish...

وحشتناک تر از این؟! وقتِ رفتنلبخند میزد...! #مائده_نظام_دوست...

پارت هشتم: دیدارهلیا جلوی در ایستاده بود. آدرس روی کاغذ با ...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩پارت ۱۳۰مین جی اشک هایش را آ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۲شد کوچه به کوچه جستجو عاشق اوشد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط