عجله داشتم

عجله داشتم
تند تند راه میرفتم
محکم به چیزی خوردم
آدم بود!
منتظر بود بگویم کوری؟!
دستش را به طرفم دراز کرد
بامن دست داد...
لبخندی زد
به گمانم انسان بود!
#خاکستری
دیدگاه ها (۱)

Life thought me two things :Wish of dieing Dieing of my wish...

وحشتناک تر از این؟! وقتِ رفتنلبخند میزد...! #مائده_نظام_دوست...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۱باز کردن پلک / در آغوش مین جی غر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۴ای چون آه ای کشید سپس روبه رو مین...

دستش را به حدی ممکن از دست او بیرون کشید و از پله ها بالا رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط