{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁من زنی را دیدم نور در هاون می‌کوبید

🍁من زنی را دیدم نور در هاون می‌کوبید
ظهر در سفره آنان نان بود
سبزی بود
دوری شبنم بود
کاسه داغ محبت بود...

میزبان واقعی فقط مادر
ظهرتون گرم عشق🍁


🌱پ.ن:۱۴۰۴/۹/۱۲🌱



📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#ب #هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
دیدگاه ها (۰)

💙یارانه اون زمان یادتون میاد 💙✧・゚: *✧・゚:*  𑁍𓏲ָ⋆ ❆    ♡꯭⃮⃝C᭄ ...

💙دلخوشی ها هم به سبک قدیم... 💙✧・゚: *✧・゚:*  𑁍𓏲ָ⋆ ❆    ♡꯭⃮⃝C᭄ ...

💙تنها قله‌ای که تو زندگیم فتح کردمرختخوابای خونه مادربزرگم ب...

💙🚲کوچه‌های قدیمی مثل آغوشِ مادربزرگ گرم و آشنایند…࣫͝ 💙✧・゚: *...

💙یه کِشو پر از خوراکی برای وقت‌هایی که مهمون میاد و نمی‌خوای...

💙‏اگه بهت پیام نمیده ناراحت نشوشاید مشق داره...🤭عصر پاییزی‌ت...

💙من دلم شادی و ذوق دوباره‌یدورهمی‌های خانه مادربزرگ را می‌خو...

💙چه پنجشنبه جمعه‌هایی که خونهمادر‌بزرگ وسایل بازیمون اینا بو...

😍🍊💙رابطه این دو تا با هم رو یادتونه؟!شمام باهاش تار عنکبوت د...

💙یک زن هیچ آسیبی نمیتواند به تو برساندجز این که تو را نادیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط