{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روزی برایت شعری نسرودم نگرانم

چند روزی برایت شعری نسرودم نگرانم
مدتی هست غزلی بیتی نگفتم نگرانم
تو نباشی شور و شوقی نیست انگار
با غم دوری تو چگونه سازم نگرانم

دیریست خبری از من نمی گیری چه شده؟
سراغ شوق بلبل زمن نمی گیری چه شده؟
سراغ مرا از پنجره های بسته نمی گیری
چه شده سراغ از من نمی گیری چه شده؟
دیدگاه ها (۳)

تو اگر خنده کنی دل ضربان میگیرداسکلت در وسط معرکه،جان میگیرد...

نبسته ام به کس دل، نبسته کس به من دلچو تخته پاره بر موج رها ...

قبل تو هیچکس را نداشتم.... حالا هم هیچک...

در دلم عشق تو می ماند و من می میرمعاقبت از غم تو ره به جنون ...

« امن ترین خطر »پارت ۱۲«جعبه‌ای که سرنوشت را تغییر می‌دهد» ص...

بازی خطرناکپارت : ۳۷ صبح، نور طلایی خورشید از پنجره‌های سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط