خاطره ای از شهید جواد حاج خدا کرم

خاطره ای از شهید جواد حاج خدا کرم

من ۷ ساله بودم، بابا برای نماز جلو می ایستاد، بلند و آهسته نمازش را می خواند تا ما نماز خواندن را با ایشان یاد بگیریم.

هیچ وقت نمی گفت بابا نماز اول وقت بخوان، بلکه وقتی اذان می گفتند اول خودش وضو می گرفت بعد با لحنی آرام و مهربانانه ما را دعوت به نماز می کرد.

اگر به ما می گفت دروغ نگویید و یا اگر کسی به شما بدی کرد در حقش خوبی کنید، خودش مطلقاً دروغ نمی گفت و به همه خوبی می کرد و اصلاً برخلاف صحبت هایش عمل نمی کرد.

تربیت ایشان کاملاً عملی بود و اگر مطلبی را زبانی به ما تذکر می دادند کاملاً لحنشان نرم بود.
یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

🟩 دعوت فرمانده سپاه رفسنجان از ثبت‌نام‌کنندگان پویش «جان‌فدا...

ماجرای گفت‌و‌گوی آقای حق‌شناس و امام زمان(علیه السلام)در مجل...

🔘 تعیین وقت ممنوع🔰 قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (...

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه ع

"بسم الله القاصم الجبارین"اگرملت ما می خواست امتیازبدهد وقلد...

‌#داستان_کوتاه🖤 پیرمرد مومنی که بخاطر فراموشی امام زمان (عجل...

#نامه‌های_بهشتی🔸شهید ساعتیان سه نامه برای فرزندش نوشته؛ و تو...

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیم آیا مردم تفاهمنامه را امضا کردند، یا ...

🌹بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌹اللّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط