{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابیقرمز

#ابی_قرمز
❤️ابی و قرمز پارت 6💙

از زبان لان جان

داشتن حرف میزدن که یهو ویینگ بیهوش شد منم دوییدم و گرفتمش

لان جان: ویینگ.... ویینگ.... ویینگ پاشووووو
سیژویی: استاد وی لطفا پاشو(بغض)
جین لینگ: ویینگ...... داییییی(گریه)
لان جان: "افرین حداقل بهش گفتی دایی🥹
لان جان: برید دکتر خبر کنید

رفتن دکتر خبر کنن منم ویینگ رو براید اسلاید بردم تو اتاق خودمون و خوابوندمش رو تخت و دکتر اومد و ویینگ رو چک کرد و گفت

دکتر: ایشون وضعیت جسمانی و روحی خوبی نداره و شاید یه ساعت به هوش نیاد
لان جان: منظورتون چیه اقای دکتر
دکتر: چون ایشون هسته طلاییشون رو اهدا کردن وضعیت جسمانیشون خیلی ضعیفه و باید یکی باشه که حتی اگه بهوش اومدن هم مراقب ایشون باشن وگرنه اتفاقای بدتری میوفته و عادیه که بعضی موقع ها بیهوش بشن و این دارو هایی که میدم باید سر موقع بهش داده شوند و یه قرصی میدم که وقتی بیهوش شدن بهش بدید
"همون موقع برادرش جیانگ چنگ اومد
جیانگ چنگ: چی شده جین لینگ خبر داد حال ویینگ بده (نگران)
دکتر: شما چیشون میشین
جیانگ چنگ: من برادرشم
دکتر: پس این اقای جوان کی هستن

" اشاره به لان جان

جیانگ چنگ: ایشون.... دوست صمیمیشونن
دکتر: خب الون یه سوال دارم ایشون هسته طلاییشون رو به کی اهدا کردن
جیانگ چنگ: راستش..... به..... من اهدا کرده
سیژویی: چیییی
جینگی: چیی
جین لینگ: چییی... دایی تو به من چیزی نگفتی
جیانگ چنگ:به تو چه ربطی داره من دوست نداشتم بگم (عصبی)
جین لینگ: به من ربط داره ناسلامتی داییمه ها( بغض و عصبی)

از زبان لان جان

فقط حواسم به ویینگ بود حتی حواسم به دعوای اون دوتا نبود یه دفعه صدای ضعیفی شنیدم ویینگ بود گفت

ویینگ: ج..جیانگ چنگ، جین لینگ ش..شماها لنگه همین(با صدای ضعیف و لبخند)
لان جان: ویینگ (بغض و خوشحال)
جیانگ چنگ: ویوشیان(خوشحال)
ویینگ: پارسال دوست امسال اشنا(با صدای ضعیف و لبخند)
ویینگ: بچه ها چرا چشاتون قرمز شده
جین لینگ: ه... هیچی
جینگی: جین لینگ داشت گریه میکرد
جین لینگ: عههههه همه داشتیم گریه میکردیم چرا فقط منو میگی (اروم)
دکتر: خب خب پس من دیگه میرم امیدوارم خوب بشین
ویینگ: تو ذهنش(منظور امیدوارم خوب بشین چی بود)
ویینگ: خسته نباشید اقای دکتر (دست تکون دادن)

"دکتر رفت

پایان پارت 6❤💙

@bangton1
دیدگاه ها (۱)

#ابی_قرمز ❤ابی و قرمز پارت 7💙از زبان ویینگدکتر رفته بود و بق...

عاشق اهنگشمممم

#ابی_قرمز ❤ابی و قرمز پارت 5💙از زبان لان جان"ویو 4 صبحسرم در...

ادامه.........

shot 4(وقتی جیا خودشو ول کرد از پرتگاه افتاد پایین اما ضوگا ...

مرگ؟(آمبولانس)-دخترم نفسم سوا تروخدا تروخدا منو تنها نزار با...

سلام🍓(چرا من؟) پارت ۶🗿👌ات: ته باید باهات صحبت کنمتهیونگ: چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط