{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شب دوروبر ساعت۱نیمه شب داشتم توخیابون قدم میزدم (با خو

یه شب دوروبر ساعت۱نیمه شب داشتم توخیابون قدم میزدم (با خودم خلوت کرده بودم) یه دفعه دیدم یکی باسرعت باد داره فرار میکنه. پنج شیش نفرم باشمشیر دنبالش. سریع رفتم خونه کپه مرگمو گذاشتم. این قرتی بازیها به ما نیومده. خخخخخ
دیدگاه ها (۱)

من سرتا پام یه قرونه ولى بازم واسه تو گرونه:)

خدا منو بکشه چه نانازه!!!!!

ما فقط یه کیس مناسب داریم. اونم رو میز کامپیوتره:))

اب همیشه اتش را خاموش نمیکند..... برعکس, گاهی حتی یک قطره اب...

in your eyes

(این چند قسمت رو میتونید فن فیک در نظر بگیرید)حصار گل سرخ قس...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²³ویو اِلا___شلوغ بود.بیش از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط