{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختنم را دیدی و خندیدی

سوختنم را دیدی و خندیدی
خنده ات را دیدم و سوختم
خنده هایم را خواهی دید
دیدارِ ما به وقت سوختنت
دیدگاه ها (۲)

باران! بیا و رحم کن تو که میایی یاد او هم میاید ان وقت من می...

هی فلانی!دیگر هوای برگرداندنت را ندارم…هرجا ک دلت میخواهد بر...

باز هم گم شدن بین نت های بی انتها... بدون تو اما به یاد تو.....

بر روی زمین قدم میزنم... اما... حواسم به هوایی است که تو د...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

{خوانواده بی ارامش }

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

خنده ات نور است و من چشم انتظارم صبح را وقت لبخند است : بسم ...

dark love

پارت ۱۶ سرمو آوردم پایین ببینم چیه دیدم یه برگه بزرگ هست نوش...

part:32هیونجین: با توام ات میگم چرا زود تر نگفتی (عصبی)ات: ....

ابو هاشم نقل کرده، می گوید: در تنگنای معیشت بودم، خواستم از ...

𝓹𝓪𝓻𝓽27ات ویو کای صدام کرد برم پیشش بردم یه جای خلوتکای: ات م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط