{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی به پارک میروم،

وقتی به پارک میروم،
پیرمردهایی میبینم که در سکوت به نقطه ای خیره شدن.
شاید به گذشته فکر میکنند ،
به اون دوستت دارم هایی که نگفتن ،
به دوران سراسر مهربانی در قدیم
و شاید :

به این فکر میکنند که چه زود عمر تمام شد
ولی فراموش کردند زندگی کنند...

شما قبل ازینکه دیر بشه #زندگی کنید
دیدگاه ها (۱۲)

بی‌یار مانده ترس ندارد ز مرگ و میر پاییز، اضطرابِ درختانِ کا...

آذرِ بی آزار حسن ِختام زیبای پاییز استاز حالا دلشوره ی این ر...

میپرسی خونه چه شکلیه؟خونه کوچیک و بزرگ فرقی ندارهاونجایی خون...

هر رهی را رفتم این دنیا به پایم خار زددست بی رحمش همه آمال م...

پارت ۲۹:زیبایی سکوت(یوجین)هنوز هم شک دارم سولار بابت حرف های...

Mafia-Knig پادشاه مافیا

مادرم بعد از آنکه همه ما فرزندانش از خانه رفتیم و هر کدام دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط