بعداز مدت ها دیدمش!! دستامو گرفت وگفت:چقدر دستات تغیر کرد
بعداز مدت ها دیدمش!! دستامو گرفت وگفت:چقدر دستات تغیر کردن...خودم وکنترل کردم وفقط لبخندی زدم...تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:بی معرفت! دستای من تغیر نکرده...دستات به دستای اون عادت کرده..
- ۱.۳k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط