{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


نیمه شب در دل دهلیز خموش

ضربه پایی افکند طنین
دل من چون دل گلهای بهار

پر شدم از شبنم لرزان یقین
گفتم این اوست که باز آمده

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

‌میان دو دست تمنایم روییدیدر من تراویدیآهنگ تاریک اندامت را ...

#کلام زندگی بسیار کوتاه است. خطر کن، پای میز قمار زندگی بنشی...

،چه قدر به تو محتاجم !هنگامی که فصل گریه می رسدچه قدرها که ب...

‌و عشق تُو به من آموخت ؛ غمِ غُربت ،دو چندان می‌‌شود شب‌ ها ...

بهار نیست مگه؟سر راه من #سبز شو... 💚#بهارانهچاره اگر داشتم، ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

تا به حال عشق و لذت را چشیده و درک کرده ای ؟ درد و غم و رنج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط