دلبربارانیمن
#دلبرِ_بارانیِ_من😍
تا به حال گفتهام که هرگاه گل اطلسی را میبینم یاد #تو میافتم؟
و هرگاه بوی شببوها به مشامم میرسد، دستهای #تو یادم میآید؟
کاش میشد دوست داشتنت را در گدان بکارم تا هزار گلواژه محبت سبز شود.
#تو را دوست دارم وقتی دستهایت یکرنگ بودن را نثار گلها میکند. وقتی همه گلفروشها #تو را میشناسند. دوستت دارم وقتی که هرچه گل #تو کاشتهای شاداب است. گلها معجزههای پیامبری مثل #تو هستند که پیام و رسالتت تکثیر دوست داشتن است.
فقط گلها معجزه دوست داشتنت نیستند. همین باران که سال تا ماه هم نمیبارد، آهنگ دوستت دارم #تو است. صدای چکچک قطرات باران #تو را صدا میزند. بدان که #تو را بهاندازه تعداد قطرات باران دوست دارم.
امروز توی پارک قاصدکی دور و برم میچرخید. قاصد #تو بود؟ گرفتم، او را بوسیدم و بوییدم. توی گوشش گفتم:« #بگو_من_نیز_تو_را_دوست_دارم.» فوت کردم رفت بالا تا توی آسمان گم شد.
بگو قاصدکی پشت پنجره اتاقت سرگردان نبود؟
میترسم قاصدم توی باران خیس شود. قاصدم سرما بخورد. مثل آن وقت که سرماخورده بودی و من همه تجربیات مادرم را با اطلاعات خودم و کتابهایم روی هم ریختم تا کاری کنم که حال #تو زودتر خوب شود. وقتی نهایت تلاشم را به دستت دادم و گفتم هدیه است؛ #تو لب و لوچهات را آویزان کردی و گفتی:«آخر شلغم هم هدیه میشود؟» میخواستم بگویم وقتی ران ملخ هم هدیه است😉 شلغم هدیه نیست؟ 😋
آهسته گفتم:«بگذار پای دوست داشتنی که آدم را به هر دستآویزی آویزان میکند تا فریادش بزند.
ببخش بدسلیقگی مرا...»بغض که کردم، گفتی:«خب من هم دوستت دارم.»
روزی که دوست داشتن ما آشکار شد، من چه خوشحال بودم! چه سبکبار بودم. دیگر میتوانستم نفس عمیق بکشم و با صدای بلند همهجا جار بزنم:
« #دوستت_دارم.»
پ ن ۱: خوش سلیقهای مثِ من نیست ک نیست😉🙈
ولی بالا باید از کلمه بدسلیقلگی استفاده میشد😋 #حالم_کوکه😍 #حالِ_توام_کوک_باشه_جانم❤ #یکشنبه_۱۸_خرداد_۱۳۹۹
تا به حال گفتهام که هرگاه گل اطلسی را میبینم یاد #تو میافتم؟
و هرگاه بوی شببوها به مشامم میرسد، دستهای #تو یادم میآید؟
کاش میشد دوست داشتنت را در گدان بکارم تا هزار گلواژه محبت سبز شود.
#تو را دوست دارم وقتی دستهایت یکرنگ بودن را نثار گلها میکند. وقتی همه گلفروشها #تو را میشناسند. دوستت دارم وقتی که هرچه گل #تو کاشتهای شاداب است. گلها معجزههای پیامبری مثل #تو هستند که پیام و رسالتت تکثیر دوست داشتن است.
فقط گلها معجزه دوست داشتنت نیستند. همین باران که سال تا ماه هم نمیبارد، آهنگ دوستت دارم #تو است. صدای چکچک قطرات باران #تو را صدا میزند. بدان که #تو را بهاندازه تعداد قطرات باران دوست دارم.
امروز توی پارک قاصدکی دور و برم میچرخید. قاصد #تو بود؟ گرفتم، او را بوسیدم و بوییدم. توی گوشش گفتم:« #بگو_من_نیز_تو_را_دوست_دارم.» فوت کردم رفت بالا تا توی آسمان گم شد.
بگو قاصدکی پشت پنجره اتاقت سرگردان نبود؟
میترسم قاصدم توی باران خیس شود. قاصدم سرما بخورد. مثل آن وقت که سرماخورده بودی و من همه تجربیات مادرم را با اطلاعات خودم و کتابهایم روی هم ریختم تا کاری کنم که حال #تو زودتر خوب شود. وقتی نهایت تلاشم را به دستت دادم و گفتم هدیه است؛ #تو لب و لوچهات را آویزان کردی و گفتی:«آخر شلغم هم هدیه میشود؟» میخواستم بگویم وقتی ران ملخ هم هدیه است😉 شلغم هدیه نیست؟ 😋
آهسته گفتم:«بگذار پای دوست داشتنی که آدم را به هر دستآویزی آویزان میکند تا فریادش بزند.
ببخش بدسلیقگی مرا...»بغض که کردم، گفتی:«خب من هم دوستت دارم.»
روزی که دوست داشتن ما آشکار شد، من چه خوشحال بودم! چه سبکبار بودم. دیگر میتوانستم نفس عمیق بکشم و با صدای بلند همهجا جار بزنم:
« #دوستت_دارم.»
پ ن ۱: خوش سلیقهای مثِ من نیست ک نیست😉🙈
ولی بالا باید از کلمه بدسلیقلگی استفاده میشد😋 #حالم_کوکه😍 #حالِ_توام_کوک_باشه_جانم❤ #یکشنبه_۱۸_خرداد_۱۳۹۹
- ۹.۲k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط