تک پارتی درخواستی

وقتی عضو نهمی و عاشقت میشه

از روزی که وارد گروه شدی سونگمین یه جور خاصی ساکت شد
نه سرد...
فقط خیلی دقیق تر بهت نگاه می‌کرد
یه روز بعد از تمرین وقتی بقیه رفتن بیرون تو موندی و نفس نفس زدی
سونگمین از کنار آینه به سمت تو اومد بطری آبشو جلوت گرفت
سونگمین:هی زیاد به خودت فشار آوردی نه؟
لبخند کوچیکی زدی
ات:یه ذره
سونگمین کنارت نشست پاهاش رو جمع کرد و آروم گفت
سونگمین:از وقتی اومدی...انگار همه چی فرق کرده
با تعجب نگاهش کردی اون همیشه شوخی میکرد‌... اما این سری شوخی توی نگاهش نبود
سونگمین ادامه داد
سونگمین:اول فک کردم فقط نگرانتم ولی نه هر بار گه تمرین میکنی...میخندی ...حتی وقتی خسته ای انکار یه کاری با دل من میکنی
بعد از چند لحظه سکوت ادامه داد
سونگمین:فکر کنم ازت خوشم اومده ...یه جور...جدی تر از دوستی
قلبت گرم شد بدون اینکه چیزی بگی بطری رو از دستش گرفتی و لبخند زدی
سونگمین:همون لحظه فهمید چشماش روشن شد اما هیچ کاری نکرد ...فقط آهسته کفت
سونگمین:باشه همین لبخنده...برای الان کافیه
و همون جا توی سالن خالی احساسش رو گذاشت تو همون لبخنده ساده تو...
اعضا وارد سالن شدن سونگمین رو با اون نگاهی که به تو داشت دیدن نگاهش به تو همه چی رو لو می‌داد همیشه چان اولین نفری بود که از هرچیزی خبر دار می‌شد با اشاره به اعضا گفت که انگاری دوست داره و نگاهش این موضوع رو داد میزد بدون اینکه نه تو و نه سونگمین متوجه اعضا بشین از اونجا خارج شدن سونگمین کم کم نزدیکت شد تورو توی آغوش گرمش کشید و آروم لب زد
سونگمین:لطفا فکراتو بکن من منتظرم...
*پایان*
دیدگاه ها (۱۱)

تک پارتی درخواستی

تک پارتی درخواستی

استوری درخواستی

استوری درخواستی

وقتی عضو نهمی و...

ادامه تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط