{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد شدی از وسط کوچه و از گوشهٔ در

رد شدی از وسط کوچه و از گوشهٔ در
دیدم انگار تو هستی و شدم زیر و زبر

قد و قامت که همان بود دلم هُری ریخت
چادری‌ها به هم از پشت شبیه‌اند آخر

نذر کردم که خدا جرأت آن را بدهد
جای اسمت فقط این بار نگویم خواهر!!


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

آب منم تاب منم، شاعر مهتاب منمشور تویی شعر تویی، عاشق بی‌تاب...

آب منم تاب منم، شاعر مهتاب منمشورتویی شعرتویی، عاشق بی‌تاب م...

دوشینه جانان نزد ما افتان و خیزان آمده‌استافتان و خیزان نزد ...

چشمان تو شعری‌ست که صد قافیه دارداما چه کنم؟ با دل من زاویه ...

رمان گمشده(هری رون هرماینی)قسمت دوم به شرط لایک ۲۰ تا

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

سایه عشق ترسناک پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط