p8
توی این چند روز اتفاقی نمیوفته پس میریم پرش به ۳ ماه بعد
ویوات
بعد از رابطه کوک خیلی باهام خوب رفتار میکرد اما توی این سه هفته خیلی سرد شده دلیلشو نمیدونم این چند روزم شیشیما دوست صمیمییه کوک خیلی میاد خونمون و کلی شیشه الکل
امروزم مثل همیشس
ولی یه فرقی داره
صبح ساعت ۶ صبح
ویو ات
با حالت تهو بیدار شدم میخواستم برم دستشویی که سرم گیج رف
ات: اخخ
کوک: ات خوبی؟
ات: ف ف فک ن نکنم کوکک کمکم ک کن س سرم گ گیج میره ( بیهوش میشه)
کوک: ات اتتت اتتتت
ویو کوک
دیدم قش کرد زنگ زدم دکتر بیاد
دک: سلام اقای جئون کاری داشتتید
کوک: عاا بله همسرم بیهوش شدن نیشه یه چک کنید
دک: بله حتما
چند دقیقه بعد
دک: خوببب
کوک: چیشد
دک: تبریک میگم همسرتون باردارن
کوک: چ چی؟
دک: تقریبا ۲ ماهه
کوک: م ممنون
ویو کوک
من به ارزوم رسیدم اما شیشیما چی تکلیف اون چی میشه خدایا چه قلطی کردم ات منو میبخشه
ات: اخخخخ جونگکوککک
کوک: اومدم اومدم چیشده خوبی؟
ات: من چم شد
موک: هیچی بیهوش شدی گفتم دکتر بیاد دکتر گفت گفت گفتششششش
ات: چی گففتتتتتتتت
کوک: یواش گف ب بارداری
ات: چییییییئییییییییییییی( بغض) اما شاید تو د دیگه این ب بچه رو نخوای د درسته
کوک: چرا همچین حرفی میزنی
زینگگگگگگگگگگگ
ات: باز نمیکنی
کوک: ات چی میگی اون دوستمه نه بیشتر نه کمتر
شیشیما: سلام کوکیییییی
کوک: سلام شیشی خوبی
هرزه: مرسی تو خوبی ات کجاست
کوک: حاملس دراز کشید
هرزه: اها کوک راجبش فکر کردی
کوک: راجب چی
هرزه: ینی چی راجب اینکه دوست دارم
کوک: خوب ات چی
هرزه: طلاق
کوک: هوفففف ب بباشه
چند ماه بعد
وکیل: خانم ات ایا مایلید از جئون جونگکوک طلاق بگیرید
ات: خیر من نمیخوام طلاق بگیرم
هرزه: چیییییی
سپاه: سکوت را رعایت کنید
وکیل : از این انتخاب دادگاه بعدی در تاریخ........
ویو ات
شکمم برجسته شده اونم از کوک که ازم طلاق میخواد رفتم بیرون که دیدم دستم گرفته شد
ته: بزار من میرسونمت
توی ماشین
ته: ات میخوای چیکار کنی بچه تو شکمت چی
ات: نمیدم بهش
ته: خیلی خطر ناکه
ات: مهم نیست
شیشیما: جیغغغغغغغغ
کوک: چیتههه
شیشیما: چرا طلاق نمیگیرهههههه
ادامه دارد
میدونم قول دادم اومدم مهمونی نمیتونم فردا جبران میشههههه🦋🎀
لوفطا گشادی نکنید حمایت میخوام
ویوات
بعد از رابطه کوک خیلی باهام خوب رفتار میکرد اما توی این سه هفته خیلی سرد شده دلیلشو نمیدونم این چند روزم شیشیما دوست صمیمییه کوک خیلی میاد خونمون و کلی شیشه الکل
امروزم مثل همیشس
ولی یه فرقی داره
صبح ساعت ۶ صبح
ویو ات
با حالت تهو بیدار شدم میخواستم برم دستشویی که سرم گیج رف
ات: اخخ
کوک: ات خوبی؟
ات: ف ف فک ن نکنم کوکک کمکم ک کن س سرم گ گیج میره ( بیهوش میشه)
کوک: ات اتتت اتتتت
ویو کوک
دیدم قش کرد زنگ زدم دکتر بیاد
دک: سلام اقای جئون کاری داشتتید
کوک: عاا بله همسرم بیهوش شدن نیشه یه چک کنید
دک: بله حتما
چند دقیقه بعد
دک: خوببب
کوک: چیشد
دک: تبریک میگم همسرتون باردارن
کوک: چ چی؟
دک: تقریبا ۲ ماهه
کوک: م ممنون
ویو کوک
من به ارزوم رسیدم اما شیشیما چی تکلیف اون چی میشه خدایا چه قلطی کردم ات منو میبخشه
ات: اخخخخ جونگکوککک
کوک: اومدم اومدم چیشده خوبی؟
ات: من چم شد
موک: هیچی بیهوش شدی گفتم دکتر بیاد دکتر گفت گفت گفتششششش
ات: چی گففتتتتتتتت
کوک: یواش گف ب بارداری
ات: چییییییئییییییییییییی( بغض) اما شاید تو د دیگه این ب بچه رو نخوای د درسته
کوک: چرا همچین حرفی میزنی
زینگگگگگگگگگگگ
ات: باز نمیکنی
کوک: ات چی میگی اون دوستمه نه بیشتر نه کمتر
شیشیما: سلام کوکیییییی
کوک: سلام شیشی خوبی
هرزه: مرسی تو خوبی ات کجاست
کوک: حاملس دراز کشید
هرزه: اها کوک راجبش فکر کردی
کوک: راجب چی
هرزه: ینی چی راجب اینکه دوست دارم
کوک: خوب ات چی
هرزه: طلاق
کوک: هوفففف ب بباشه
چند ماه بعد
وکیل: خانم ات ایا مایلید از جئون جونگکوک طلاق بگیرید
ات: خیر من نمیخوام طلاق بگیرم
هرزه: چیییییی
سپاه: سکوت را رعایت کنید
وکیل : از این انتخاب دادگاه بعدی در تاریخ........
ویو ات
شکمم برجسته شده اونم از کوک که ازم طلاق میخواد رفتم بیرون که دیدم دستم گرفته شد
ته: بزار من میرسونمت
توی ماشین
ته: ات میخوای چیکار کنی بچه تو شکمت چی
ات: نمیدم بهش
ته: خیلی خطر ناکه
ات: مهم نیست
شیشیما: جیغغغغغغغغ
کوک: چیتههه
شیشیما: چرا طلاق نمیگیرهههههه
ادامه دارد
میدونم قول دادم اومدم مهمونی نمیتونم فردا جبران میشههههه🦋🎀
لوفطا گشادی نکنید حمایت میخوام
- ۲۸.۲k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط