پارت 48:

پارت 48:
شاهد عینی


فکش بک
25 جولای 1997 یوکوهاما
جلسه دادگاه پرونده ۱۶۷ قتل آستا کازوکی:

قاضی چکشش رو به میز کوبید و سکوت اعلام کرد بعد با صدای خش دارش گفت : جلسه دادگاه رو رسماً شروع میکنم

قاضی مکث کرد و دوباره به پرونده نگاهی انداخت بعد ادامه داد : در پرونده حیرت اور قتل آستا کازوکی جوان 18 ساله ساکن یوکوهاما ...بعد از گذشت دو ماه قاتل ها رو پیدا کردیم شواهد موجود نشون میده قاتل ها اونها هستن البته شاهد عینی هم باید این موضوع رو تایید کنه ...پس خواهش مند میشم اگه مظنون ها رو به داخل راهنمایی کنید

نفس افراد داخل دادگاه بند اومده بود همه پیچیدگی این پرونده رو تایید میکردن

چهار مرد با لباس های سفید که صورتشون با دستمال پوشیده شده بود و قابل مشاهده نبود وارد دادگاه شدن دست هاشون با زنجیر های براق و سنگینی بسته شده بود

قاضی دستور: داد پارچه هارو بردارید

دو افسر پلیس پارچه ها رو از روی صورت مرد ها برداشتن
دو مرد وسط تقریباً در اوایل دهه بیست زندگی خودشون بودن و دو مرد دیگه هم اوایل دهه سی به نظر میرسیدن

قاضی به ترتیب اسم مرد ها رو از راست به چپ خوند

اِیکو تاداشی
تایگا هیدو
گنجی تتسو
رِن دایچی

اِیکی موهای سیاه و به هم ریخته ای داشت که روی چشم هاش ریخته شده بود

تایگا موهای نارنجی رنگ فری داشت و کک و مک روی‌ گونه ها و بینی اش

گنجی پوسته تیره تر و موهای طلایی داشت از همه قد بلند تر و هیکلی تر بود

و رن موهای ابی تیره داشت و قد کوتاه تری نسبت به اون سه نفر دیگر داشت

هر چهار مرد روی بدنشون جای زخم های داشتن که به نظر قدیمی میومد

قاضی دوباره شروع به صحبت کرد : این چهار مرد به صورت مستقیم در قتل آستا کازوکی نقش داشتن شنبه ۱۲ آپریل ۱۹۹۷ ساعت ۹ صبح آستا کازوکی بر اثر شلیک ۳ گلوله در قفسه سینه ، شونه و پاش جان داد محل این اتفاق یوکوهاما و درست در نزدی یتیم خانه یوریشیکا بود این اتفاق یک شاهد عینی دارد


قاضی نفس عمیقی کشید انگار قضاوت در مورد این پرونده براش کار سختی بود

قاضی : از شاهد عینی میخوام که به جایگاه بیاد

دخترک اهسته از جایش بلد شد تمام دادگاه به او زل زده بودن اما انگار اهمیتی برایش نداشت شلوار و پیرن مردونه سیاهی پوشیده بود،موهای مشکی اش که رگه های زرشکی رنگی در ام دیده میشد تا جای شانه هایش بود در قدم های دخترک میشد خستگی را دید زیر چشم هایش به دلیل نخوابیدن های مکرر گود افتاده بود البته حق داشت انقدر خسته و درمونده باشه فقط هفت سال داشت باید به عنوان شاهد عینی در دادگاه مرگ برادرش حضور پیدا میکرد

قاضی دخترک رو معرفی کرد : تنها شاهد عینی و کسی که متاسفانه قتل جلوی چشم هاش اتفاق افتاده سوزومه کازوکی خواهر کوچیک تره مقتول

°•°•°•°•°
پایان فلش بک - سال ۲۰۰۶ - یوکوهاما

پسرک مو سفید با اون لباس بلند قرمزش از بالای ساختمون بلندی به شهر نگاه میکرد همیشه دوست داشت همه چیز رو زیر نظر بگیره دوست داشت همه چیز تهد کنترلش باشه

کیساکی و هانما درست پشت سرش وایستاده بودن در واقعا داشتن تموم تلاششون رو میکردن که ترس به دلشون راه ندن

البته ترسیدن یه حس طبیعی بود و اونها حق داشتن توی همچین موقعیتی بترسن

به هر حال اونها الان جلوی خطرناک ترین نسل خلافکار ها ایستاده بودن

-_-_-_-_-
بقیش پارت بعد ⁦(⁠~⁠‾⁠▿⁠‾⁠)⁠~⁩
راستی بچه ها حتماً نظر هاتون رو بگید
لایک کنید و کامنت بزارید منم زود تر پارت میدم 🗿✨
دیدگاه ها (۱۹)

⚪️دادگاه #آمریکا از تجزیه کسب‌وکار تبلیغاتی #گوگل صرف‌نظر کر...

LESSON

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

پارت⁴⁹ویو جونگ‌کوکوقتی برگشتیم خونه، هوا کاملاً تاریک شده بو...

این که ترامپ به زبان مادریِ خودتون(فارسی) هم تونسته فریبتون بده و قهوه‌ایتون کنه افتخار داره؟!

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهلم 𓆪 🖤🥀آژیر همچنان در ساختمان می‌پیچید.چرا...

هر اهنگی با دنسشون مچ میشه پارت نمسدونم چند..آپدیت تیک تاک ا...

⚖وکیل من⚖ پارت ۲ — اولین سرنخ چند ساعت بعدجنی در خانه نشسته ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵ویو میکا_____صدای قدم...

𓆩 پارت ۴۲ 𓆪 🖤🥀ات چند ثانیه فقط به عکس خیره ماند.— این... منم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط