فیک*
پارت۱۱
لیا ویو*
به غیرازفاصله ی بیش ازحدنزدیکمون این حرف روکه زد جداازآتیش گرفتن ازگرما قلبم شروع کرد به تندزدن و ازونجایی که خیلی نزدیک بودیم احتمالا میشنید ولی خداکنه نشنوه
_برواونطرف میخام برم
+یااا بس کن دیگه
_چیو؟
+هیچی..برو
و ازسرراهم رفت کنارو کیفم روبرداشتم و داشتم میرفتم..
+میخای تاخونه همراهیت کنم؟
_نه نمیخام(داد)
+باشه حتما
و دنبالم راه افتاد
_دنبالم نیا..مگه نگفتم نمیخام؟
+دنبال تونمیام
_اهاخوبه
ایششش مرتیکه شایدداره میره خونه خودشون
اره..
جیمین ویو*
هه بدبخت فک میکنه الان دارم میرم خونه خودمون و اینکه خیلیی راحت دارم تعقیبش میکنمونمیفهمه..
خیلی خنگه....ولی کیوته
یاااجیمین نیازی نیس خودتوگول بزنی
هیون و جی هون راس میگن...تو واقعاازش خوشت اومده ولی فقط امروز دیدمش من حتی نمیدونم اون کی هست
پرش زمانی*
(فردا)
نیم ساعت قبل از به صدادراومدن الارم بلندشدم و یه قهوه خوردم و ساعتموانداختم وعطرموزدم و لباسم رو پوشیدم و کراواتم رو یکم بازکردم و کیفمو وسوییچوبرداشتم و رفتم بیرون..
سوارماشین شدم و رفتم سمت خونه لیا و
دم درخونشون منتظرموندم تابیاد
هه حتماخیلی تعجب میکنه....
۱۰دقیقه بعد..
نگاهی به ساعت کردم
پنج دیقه دیگه کلاس شروع میشد..
نکنه رفته
پیاده شدم و زنگ خونشون روزدم
یکی درروبازکردکه فک کنم مامانش بود..
¤سلام..کاری داشتین؟
+سلام..من جیمینم دوست لیا..لیارفته؟
¤نه..لیاامروزنمیاد..حالش خوب نیست
+چیزیش شده؟میتونم ببینمش؟
¤بیا تو..
+ممنون
¤پسرم بشین تاصداش کنم بیاد
+چشم
____________________________________
شرایط:
لایک=۲۰
کامنت=۱۵
لیا ویو*
به غیرازفاصله ی بیش ازحدنزدیکمون این حرف روکه زد جداازآتیش گرفتن ازگرما قلبم شروع کرد به تندزدن و ازونجایی که خیلی نزدیک بودیم احتمالا میشنید ولی خداکنه نشنوه
_برواونطرف میخام برم
+یااا بس کن دیگه
_چیو؟
+هیچی..برو
و ازسرراهم رفت کنارو کیفم روبرداشتم و داشتم میرفتم..
+میخای تاخونه همراهیت کنم؟
_نه نمیخام(داد)
+باشه حتما
و دنبالم راه افتاد
_دنبالم نیا..مگه نگفتم نمیخام؟
+دنبال تونمیام
_اهاخوبه
ایششش مرتیکه شایدداره میره خونه خودشون
اره..
جیمین ویو*
هه بدبخت فک میکنه الان دارم میرم خونه خودمون و اینکه خیلیی راحت دارم تعقیبش میکنمونمیفهمه..
خیلی خنگه....ولی کیوته
یاااجیمین نیازی نیس خودتوگول بزنی
هیون و جی هون راس میگن...تو واقعاازش خوشت اومده ولی فقط امروز دیدمش من حتی نمیدونم اون کی هست
پرش زمانی*
(فردا)
نیم ساعت قبل از به صدادراومدن الارم بلندشدم و یه قهوه خوردم و ساعتموانداختم وعطرموزدم و لباسم رو پوشیدم و کراواتم رو یکم بازکردم و کیفمو وسوییچوبرداشتم و رفتم بیرون..
سوارماشین شدم و رفتم سمت خونه لیا و
دم درخونشون منتظرموندم تابیاد
هه حتماخیلی تعجب میکنه....
۱۰دقیقه بعد..
نگاهی به ساعت کردم
پنج دیقه دیگه کلاس شروع میشد..
نکنه رفته
پیاده شدم و زنگ خونشون روزدم
یکی درروبازکردکه فک کنم مامانش بود..
¤سلام..کاری داشتین؟
+سلام..من جیمینم دوست لیا..لیارفته؟
¤نه..لیاامروزنمیاد..حالش خوب نیست
+چیزیش شده؟میتونم ببینمش؟
¤بیا تو..
+ممنون
¤پسرم بشین تاصداش کنم بیاد
+چشم
____________________________________
شرایط:
لایک=۲۰
کامنت=۱۵
- ۳.۰k
- ۱۰ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط