{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم 

بازیچه ی دست هیچ نگاهی نمی شوم 
غیر از تو دلسپرده ی ماهی نمی شوم 
مهتاب من تو که باشی تمام عمر 
دلبسته ی کلاغ سیاهی نمی شوم 
هر شب کنار جاده ، دلم بی قرار توست
با تو اسیر هیچ کلاهی نمی شوم 
کوهم تویی فقط به خودت تکیه می کنم
با تو رواق حسرت آهی نمی شوم 
دستم بگیر دست تو نرمای زندگیست 
بی روی تو کبوتر چاهی نمی شوم 
هر شب بتاب روی تنم ، درد می کنم 
من مرتکب به هیچ گناهی نمی شوم
دیدگاه ها (۱)

بسوزدخانه ات ای عشق ، تو با دلها چه ها کردییکی راکرده ای چون...

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیامیت...

+عاقا جونیــــــــــم-جووون خانوم جونیم+میدونسٺــــــــــے -...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

دلم میخواد برگردم به اون روزایی که همه چی‌ رو باور می‌کردمبا...

می‌نویسم برای تویئ که هیچ‌وقت ‍به دست‌ات نمی‌رسد.نه از روی ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط