{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین الان میخوام توضیحات رو بدم که بریم سر رمان.....

همین الان میخوام توضیحات رو بدم که بریم سر رمان.....
انیا خورجر :
۱۷ ساله
در حال حاظر ۶ تا استلا
و ۲ تا تنیتروس
کسی که هست : دانش آموز ایدن
هویت اصلی : ذهن خوان...قاتل مخفی
علایق : دامیان...بادوم زمینی...بکی...مامانش یور...باباش لوید...یوری داییش...لاناوا دختر داییش یوری...هاوارا بچه پسر داییش... هانامارا زن داییش یوری...کالا برادرش...آیدان خواهرش...
تنفر : هانا رقیب عشقی...کسایی که دوستاش رو اذیت کنن...کسایی که از دوستاش بد بگن...خیانت کار...
رفتار: دختر کیوت ناز مهربون همیشه لبخند رو لباشه با همه خوب رفتار میکنه و عاشق بادوم زمینی هست همیشه هر جایی باشه در حال خودن اونه...
ماموریت: کشتن آدم های بد
یور فورجر :
۲۷ ساله
کسی که هست : یه مادر مهربون
هویت اصلی : قاتل
علایق : لوید...انیا...یوری...لاناوا...هاوارا...کالا...آیدان...هانامارا...قاتل بودن...خون...مامان دامیان( اسمش یادم نیس تو کامنتا بگید )
تنفر : فویوهارا رقیب...‌کسی که کسایی که دوس داره رو اذیت میکنه...
رفتار : دختر مهربون کیوت خشن در عین حال مهربون غیرتی
ماموریت : کشتن آدم های بد جنس
لوید فورجر :
۲۹ ساله
کسی که هس : یه پدر نمونه
هویت اصلی : جاسوس
علایق : یور...انیا...لاناوا...هاراوا...کالا...ایدن..
( بچه ها به نظرم این ها رو ول ‌کنیم بریم سر اصل مطلب یعنی اول دامیان و بکی رو بگیم بعد بریم برای یه خلاصه کوتاه )
ماموریت : ماموریت استریکس
دامیان دزموند :
۱۸ ساله
در حال حاظر ۷ تا استلا
و ۱ دونه تونیتروس
کسی که هس : دانش آموز ایدن
هویت اصلی : نامرئی شونده...جاسوس مخفی
علایق : انیا...انیااااا...انیااااااااااااااا...
تنفر : هاناواس رقیب عشقی...کسی که به انیا نزدیک شه...
رفتار : غیرتی...بیش از حد غرور داره...از ته قلب مهربون...
ماموریت : ازدواج با انیا
بکی بلکبل :
۱۸ ساله
در حال حاظر ۷ تا استلا
و ۲ تا تنیتروس
کسی که هس : دانس آموز ایدن
هویت اصلی : هیپنتیزم...مامور مخفی
علایق : اوین...اویننننن...اویننننننننن...شیپ انیا و دامیان...آدم های بد..
رفتار : غیرتی مهربون احساسی عاشق فیلم های عاشقانه لحظات رمانتیک...

خوب بريم برا خلاصه داستان...

داستان از این قراره که انیا با مامانش کار میکنه و از هویت هم با خبرن یه یه سالی میشه که یور و لوید واقعا با هم ازدواج کردن چن روز بعد از ازدواج یور و لوید یوری با هانامارا ازدواج میکنه و بچه دار میشن یه دختر یه پسر چندین روز پیش هم انیا یه خواهر و یه برادر پیدا میکنه نه چیز یعنی یور به دنیا میارتشون و همین آره از اون ور توی مدرسه چندین روز میگذره تا اینکه دانش آموز جدید وارد میشن از اون روز به بعد نه اینا یه خواب خوش داره نه دامیان و... بیشتر از این توضیح نمیدم الان میریم که یه مارت بزارم و یه اسم خودم میزارم فعلا بعد شما بگید خوبه یا نه اگر نه خودتون یه اسم بگید که بزارم....
دیدگاه ها (۰)

به دنبال هم...پارت ۱...شروع...* ویو انیا *در ذهن انیا : هوف ...

به دنبال هم..پارت ۲ ...شروععععع...* ویو دامیان *در ذهن دامیا...

۳۰ تای شدنمون مبارککککککک بچه ها ممنون که همایت کردید از این...

بچه ها فردا رمان رگباری میزارم...

خلاصه رمان ستاره‌های دو قلب بیوگرافی**آنیا فورجر**: ۱۶ ساله،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط