{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه چیزی به جهان بدهکار بوده ایم

چه چیزی به جهان بدهکار بوده ایم
که هرچه پرداخت می کنیم
صاف نمی شود

آدم باید می توانست
صورتحساب خودش را بخواهد
بگذارد روی میز
و بلند شود
از خودش
از خودش
که چسپیده به ناخنهایش از جهانی که در آن تنها
مرده ها هستند که جایشان معلوم است
که زندگان تنشان یک جا
فکرشان هزار جای دیگر بود،
مردگان اند که دروغ نمی گویند

سلام نمی کنند و نمی گویند خداحافظ

و هرگز
لای استخوانهای شفافشان
چیزی برای پنهان کردن از تو ندارند
دیدگاه ها (۱)

بی تفاوتی شبیه سرماست،از بافت های سطحی پوست آغاز میشود و در ...

هرگز نخواهی فهمید قلبت کجا تکه پارهشده .....تنها یک روز،سنگی...

در این دنیا، غرور و خودبینی دِمار از روزگار آدم در می آورد،م...

تاب گیسٖوی تو هر شب مست مستم می کند رنگ مـوهـای شـرابـی ات م...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 34/___بالکن نیمه‌باز، پ...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط