{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز نخواهی فهمید قلبت کجا تکه پاره

هرگز نخواهی فهمید قلبت کجا تکه پاره
شده .....
تنها یک روز،سنگینی تازه ای را در تنت حس می کنی،
سنگینی ای که مدام در تو حرکت می کند،
احساس می کنی یک توپ سنگینی در تو قل می خورد این سو آن سو،
اما تویی در کار نیست،
آن ها تکه های قلبت هستند،
جدا از هم ،نامنظم می تپند.

"
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم چرا اینقدر زود دلم برایت تنگ می شود...تو که از جان ...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

بی تفاوتی شبیه سرماست،از بافت های سطحی پوست آغاز میشود و در ...

چه چیزی به جهان بدهکار بوده ایم که هرچه پرداخت می کنیم صاف ن...

عشق زیاد قلب بزرگ میخواهد

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

فصل دوم بخش اول اصل داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط