{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افطار مهمون دعوت کردیم هر بچه ای که خرما برمیداشت پدرم بر

افطار مهمون دعوت کردیم هر بچه ای که خرما برمیداشت پدرم برگشو درمیاورد و اسمش رو از لیست کسایی که قرار بود عید 99 بهشون عیدی بده خط میزد..
دیدگاه ها (۳)

جعفر میخواست خودکشی کنه، حاجی دیدش بهش گفت: چرا میخوای خودتو...

این تصویر باکتریهای ناقل بیماری روی صفحه موبایله کثیفی صفحه ...

مهمون داشتیمیهو بابام گفت فلانی بچه هاش انقد شبیه همن که انگ...

طرف عکس دوس دخترشو تتو میکنه بعد دوس دخترش بهش خیانت میکنه ،...

سکوت پیستPart:⁵¹صبح با صدای پرنده ها بیدار شدماز روی تخت پاش...

اسم رمان : رزق پارت دوشب با بچه ها هماهنگ کردیم فردا برپا بش...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط