{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگیزه من

انگیزه من
پارت ²
وارد کلاس شدن(همکلاسی اند)
معلم(علوم خانم کیم هه یون): بچه ها لطفا گوشی هاتون رو بزارین توی باکس📥
"همه گوشیاشون رو تحویل میدن"
"درس میخونن..."
در همین لحظات توی مدرسه یک سمور توی آزمایشگاه از قفسی که توشه در میاد ( اون سمور خیلی کارای عجیب میکنه بقیرو گاز میگیره البته تا الان گاز نگرفته چون محارش کردن )
"سمور بخاطر ازمایشات پدر یک دانش اموز عجیب غریب شد"
🕰بچه ها زنگ تفریح خورد برین پایین
جو یون سو همکلاسی یجی~ خانم میشه من برم ازمایشگاه؟ دیروز ضد افتابمو اونجا جا گذاشتم
معلم کیم هه یون ~ باشه برو ولی زود برگرد میدونی که هیچکس اونجا نیست
"جو یون سو میره سمت ازمایشگاه"
جو یون سو ~ آخی چه سمور نازی هستی تو.. 😍...(دستشو میبره تا نازش کنه) آخ😕 چرا گازم گرفتی؟ 😣
( سمور به طرز عجیبی منفجر میشه تبدیل به یک مایع رنگ گوشت میشه )
جو یون سو~ اینجا چخبره؟"ول میکنه میره ضد افتابشو برمیداره میره توی حیاط"
یجی~ هی یون سو؟ میای پیش منو هیون؟
جو یون سو ~ باشه .. میام 'نشست پیششون'
یجی ~دستت چیشده؟؟
هیونجین ~این دیگه چه زخم کوفتیه اندازش کوچیکه اما مثل ابشار داره ازش خون میاد. 🗿
جو یون سو ~ نمیدونم یه سمور توی ازمایشگاه گازم گرف بعد ترکید
یجی ~ صبر کن صبر کن گفتی ترکید؟؟؟؟ مگه میشه
هیونجین~میگم ترکیدنشو خالی بستی نه؟ امکان نداره
جو یون سو ~خودمم تعجب کردم اما به یه مایع رنگ گوشت دراومد
یجی ~ ولش کن بحث جالبی نیست برو دستتو بشور خونش بند بیاد همین.
هیونجین ~ اره اره برو بشور دیگم ازش حرف نزنیم
جو یون سو ~ با... "تا میخواست بگه باشه)
بچه ها یه حس عجیبی دارم کمرم انگار داره تجزیه میشه😣
یجی ~ خب دیگه خسته شدم میشه الکی نگی داری شوخی میکنی نه؟
هیونجین ~اممم یجی فکر نکم شوخی باشه چشماشو ببین.. چرا چشماش انقدر سرخه🫢🤨
یجی ~ بیا عقب ببینم ... یون سو؟ خوبی؟
یون سو ~(جیغغغغ)
هیونجین ~ فکر کنم فیلم دیدی خوبم دیدی یجی این زامبیههههه
یجی ~امکان نداره
هیونجین ~میبینی که داره بدو بریم بالا بدو باید به همه خبر بدیم 😭😭😭


شرط پارت ³
⁸ لایک
⁴ کامنت
دیدگاه ها (۰)

انگیزه منپارت¹ مامان یجی (چریونگ) ~یجی بلند شو هیونجین داره ...

اسم رمان : انگیزه منژانر : هیجان انگیز _ ترسناک _ درام _ فان...

Red vampire

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط