my man
my man
part:1
(ویو لیان)
ساعد ۴:۳۰دقیقه بود ،پدرم بهم گفته بود باید به کره برگردم ،ولی هیچی بهم نگفت فقط گفت که باید بیام که یه خبر مهمی می خواد شب قبل تولد ۱۷ سالگیم بگه،من از ۱۰ سالگی به مسکو امدم تا اینجا فارق التحصیل بشم ،پدرم اسرار داستان که از بچگی جهشی بخونم و منم همین کارو کردم چون تو قانون شماره ۱۰ پدر گفته بود که حق دخالت ندارم،آره تو خانواده ما بعد از فوت ناگهانی مادرم پدرم برای من ۲۰ قانون مسخره گذاشت تا دقیقا شبیه همون چیزی بشم که می خواد
فکر کنم هواپیما داره فرود میاد..
بعد از فرود اومدن بادیگارد پدرم آمد دنبالم و به سمت خ.نه را افتادیم.....
(ویو کوک)
توی انبار ww001بودم که پدرم بهم زنگ زد
پ.ج:پدرم بیا خونه کار مهمی دارم باهات
کوک:پدر سرم شلوغه
پ.ج:حرفمو یکبار تکرار میکنم،خونه منتظرتم و قطع کرد.
ناسلامتی ۲۸ سالمه ولی هنوز به پدرم نه نمی تونم بگم پس سوار ماشینم شدم و به سمت عمارت راهی شدم.....
part:1
(ویو لیان)
ساعد ۴:۳۰دقیقه بود ،پدرم بهم گفته بود باید به کره برگردم ،ولی هیچی بهم نگفت فقط گفت که باید بیام که یه خبر مهمی می خواد شب قبل تولد ۱۷ سالگیم بگه،من از ۱۰ سالگی به مسکو امدم تا اینجا فارق التحصیل بشم ،پدرم اسرار داستان که از بچگی جهشی بخونم و منم همین کارو کردم چون تو قانون شماره ۱۰ پدر گفته بود که حق دخالت ندارم،آره تو خانواده ما بعد از فوت ناگهانی مادرم پدرم برای من ۲۰ قانون مسخره گذاشت تا دقیقا شبیه همون چیزی بشم که می خواد
فکر کنم هواپیما داره فرود میاد..
بعد از فرود اومدن بادیگارد پدرم آمد دنبالم و به سمت خ.نه را افتادیم.....
(ویو کوک)
توی انبار ww001بودم که پدرم بهم زنگ زد
پ.ج:پدرم بیا خونه کار مهمی دارم باهات
کوک:پدر سرم شلوغه
پ.ج:حرفمو یکبار تکرار میکنم،خونه منتظرتم و قطع کرد.
ناسلامتی ۲۸ سالمه ولی هنوز به پدرم نه نمی تونم بگم پس سوار ماشینم شدم و به سمت عمارت راهی شدم.....
- ۶۵
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط